کد مطلب : 7336
الزيارات: 98
اخبار » مقالات

پهلوی اول (حک. 1304ـ1320ش) به دنبال مدرن‌سازی تمام ارکان و اجزای جامعه بود. وقف یکی از اجزای جامعه و مهم‌ترین منبع درآمد روحانیان به شمار می‌آمد. رضاخان با انجام اقداماتی همچون تغییر تولیت اوقاف، تغییر در روش‌های اداره، نظارت، بهره‌برداری و در مواردی، تصرف عین موقوفات، در پی تسلط بر اوقاف بود. با روی‌کارآمدن پهلوی دوم (حک. 1320ـ1357ش)، سیطره بر اوقاف در سطحی کلان‌ و با شتاب بیشتری پی‌گرفته شد. به این ترتیب حکومت پهلوی به تضعیف مالی روحانیان پرداخت و در مقابل روحانیان نیز به مقاومت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در برابر حکومت پهلوی روی آوردند. سوال اصلی پژوهش این است که سیطره حکومت پهلوی بر اوقاف چه تأثیری در روابط علما با حکومت داشته است؟ پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تاریخی و به شیوه کتابخانه‌ای و اسنادی، بر آن است تا با بررسی متغیر وابسته اوقاف، تصویری جامع از چالش‌های حکومت پهلوی با روحانیان، در عرصه اقتصاد و دگرگونی کارکردهای وقف، ناشی از مدرن‌سازی به دست دهد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد گسترش سیطره دولت بر اوقاف، کاهش درآمد سالانه حوزه‌های علمیه و ازدست‌رفتن زمین‌های بعضی از علمای صاحب‌زمین در جریان اصلاحات ارضی، سبب محرومیت نسبی اقتصادی و نارضایتی علما شد. این سیاست پهلوی و تنگنای اقتصادی روحانیان موجب موضع‌گیری آنها در مقابل حکومت پهلوی شد. در نهایت به‌نظر می‌رسد اتحاد طیف‌های مختلف روحانیان با دیگر نیروهای اجتماعی، موجب شکل‌گیری انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی شد.

متن کامل