کد مطلب : 5145
24 تیر 1396 - 08:52
تعداد بازدید : 261 بار
اخبار » اخبار وسط

پس از سقوط ساسانیان و آغاز دوران اسلامی، ایرانیان تازه مسلمان، همان گونه که به فرهنگ و شعائر ملی کهن خود دلبستگی داشتند و روایتی تازه از فرهنگ و آداب ملی را مبتنی بر آموزه های دین جدید، برای جهان اسلام به ارمغان آوردند. اما ویژگی تمدن اسلامی طی سده های آغازین اسلامی، عمومی شدن علم و دانش بود. شاهد این سخن، شمار چشمگیر مصاحف نفیس قرآنی و آثار مکتوب دینی و علمی از علما و دانشمندان ایرانی در نواحی شرقی جهان اسلام است، که در فاصله حکومت سامانیان تا پیش از حمله ی مغول، استنساخ شده اند. در همین راستا و با تأملی در تاریخ هنر اسلامی در سده های پنجم و ششم هجری، در می یابیم همگام با تحولات سیاسی و فرهنگی هنرهای ایرانی، متحول گردید؛ آن چنان که تأثیر گذاری و ادامه ی سبک کار آن ها را می توان تا سده های بعد نیز مشاهده  کرد. همچنین با بررسی مکاتب کتاب آرایی از سده ی چهارم تا ششم هجری درمی یابیم که هنر کتاب آرایی در شرق ایران بیش از هر زمانی توسعه یافت و در این دوران - که از آن با عنوان عصر زرین فرهنگ و هنر ایران نیز یاد می کنند -خراسان و ماوراء النهر عمده ترین پایگاه های فعالیت فرهنگی - هنری کشور بودند و در سایه ی تعامل و تلفیق شیوه های کهن محلی (ساسانی و مانوی) و شیوه های هنری سرزمین های مرکزی و غربی کتاب آرایی ایران در کتب خراسان، از تحولی پیوسته و پویا برخوردار و آثار کم نظیری استنساخ گردید. در این میان توجه به چگونگی تحولات قلم کوفی مشرقی و پدیدار شدن کوفی پیرآموز و همزمانی آن بر روند کتاب آرایی ایرانی و ادامه ی حیات سنت های خوشنویسی و تذهیب از اهمیت خاصی برخورداز است؛ چرا که، کتابت و استنساخ مصحف قرآنی در هر دوران مهم ترین دغدغه ی هنرمندان بوده و در همین راستا کارگاه - کتابخانه های سلطنتی محلی مناسب برای تهیه و تولید نمونه های نفیس از کلام الهی بودند. اما علاوه بر کار کتابت، هنرمندان دیگری نیز در چرخه ی کتاب آرایی فعال بودند که یکی از این مشاغل مهم «وراقی» بود، که علاوه بر «دبیری» در کتابخانه های سلطنتی جایگاه ویژه ای داشت و به صورت صنف شناخته شده ای در بازار و محلات شهرهای بزرگ آن دوران، کار اسنتساخ، تذهیب، صحافی، تجلید و حتی خرید و فروش کتب مختلف را انجام می دادند.

در همین راستا، ظهور و فعالیت عثمان بن وراق غزنوی، خاندان و رهروانش رویدادی سرنوشت ساز که در اعتلای هنر  کتاب آرایی ایران در خراسان بزرگ به شمار می آید؛ چنان که در مدت زمانی بیش از یک قرن، شیوه و سبک کار این خاندان هنرمند و همکاران شان در سراسر ایران و جهان اسلام مریدان و مقلدان بی شماری را تحت تأثیر قرار داد. سرسلسله خاندان وراق غزنوی، ابوعمرو عثمان بن حسین بن ابی سهل وراق عزنوی، از خوشنویسان و مذهّبان زبردست شهر غزنه بود که کاتب و مذهّب دو مجموعه ی قرآنی منحصر به فرد در سده ی پنجم هجری است. وی معاصر سلاطین سلجوقی بوده و وراقی را از اسلافش در شیوه ی استاد - شاگردی به ارث برده بود و در اعقاب خویش به میراث گذاشت. تأثیر وراق و فرزندش (محمد بن عثمان) بر روند شکل گیری و  توسعه خط کوفی ایرانی( پیرآموز ) و هنر تذهیب، نه تنها در محدوده ی خراسان بزرگ، بلکه تا یک سده بعد در سراسر ایران و دیگر سرزمین ها (آناتولی و ممالیک) قابل مشاهده و پیگیری است.

در پژوهش حاضر علاوه بر آثار به جای مانده از عثمان وراق و فرزندش (محمد بن عثمان)، آثار دو هنرمند خوشنویس را که در شهرهای غزنه و بست فعالیت داشتند و در یک محدوده ی جغرافیایی و زمانی، در ادامه ی سبک کار این خاندان فعالیت می کردند، بررسی شده است.

نگارنده ی این کتاب تلاش کرده اند تا برای نخستین بار اعضای خاندان وراق غزنوی، هم عصران و آثارشان را بر اساس سیرتاریخی معرفی و مورد بررسی قرار دهد و در این میان با ارائه اطلاعات مستند تاریخی و نسخه شناسانه، مجموعه ای از تصاویر مخطوطات مربوط به این هنرمندان را در اختیار نسخه شناسان و پژوهشگران کتاب آرایی ایرانی قرار دهد.

خاندان وراق غزنوی(فعال در سده پنجم و ششم ه.ق)

نویسنده: کیانوش معتقدی
ناشر: پیکره
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران

کتابخانه تاریخ اسلام