کد مطلب : 7384
09 دی 1399 - 11:01
تعداد بازدید : 75 بار
اخبار » اخبار وسط

«تحصیل» مجلّه‌ای علمی- تحقیقی است که از شهرِ کراچی، پاکستان مقالاتی به دو زبانِ اردو و انگلیسی با محوریّتِ تراث‌پژوهی منتشر می‌کند. این مجلّه از سویِ ادارة معارفِ اسلامی، کراچی به چاپ می‌رسد. مدیریتِ این مجلّه را دکتر معین الدیّن عقیل برعهده دارد که از پژوهشگران و تراث پژوهان برجسته پاکستان می‌باشند. مقدّمة دانشمندانة ایشان بر کتابِ «کتاب‌شناسیِ آثارِ فارسیِ چاپ شده در شبه‌قارّه (هند، پاکستان، بنگلادش)» (1391ش، نشرِ میراثِ مکتوب، تهران) معرّفِ تخصّصِ ایشان است.

شماره 6  درژانویه-ژوییه 2020 منتشر شده است. مقاله هایی که درباره ادبیات و تاریخ فارسی هستند:

 

- «مثنوی ساده پُرکار از لایق جون پوری» // عارف نوشاهی

نسخه خطیِ «منظومه شاهکار فارسی» است که در سرورقِ آن آمده است: «مثنوی ساده پُرکار مصنفه مرزا عبدالقادر بیدل عظیم آبادی» آمده است. عبدالمعید خان (مدیرِ وقتِ موسسه تحقیقاتیِ عربی و فارسی مولانا ابوالکلام آزاد، در شهر تونک ایالتِ راجستان) چاپ عکسی را با مقدمه ای به فارسی در سال 2011 منتشر کرد شاملِ: سی و دو صفحه فهرست، مقدمه درباره عبدالقادر بیدل، از صفحه 33 تا 188 چاپِ عکسیِ مثنوی است. برخی از صفحات نسخه خطی افتادگی دارد: 37 تا 40- 42- 43- 45- 46. برخی از مصرع ها را کاتب نیمه نوشته است.

 

«مثنوی ساده پُرکار» درباره تصوف و اخلاق است که در آن حکایت هایی آمده است که در ترقیمه کاتب نوشته است: «تمت تمام شد نسخه ساده پرکار من تصنیف میرزا عبدالقادر بیدل سلمه الله ابقاه».

نسخه خطی «مثنوی ساده پُرکار» ملکیتِ احترام الدین احمد شاغل عثمان جِی پوری (درگذشت: 1971، مولفِ کتابِ «صحیفه خوشنویسان») بود که فرزندش – دکتر ابوالفیض عثمانی- آن را به موسسه تونک اهدا نمود.

نسخه خطی تاریخ کتابت ندارد. دارای دو مُهرِ: «قدرت الله» و «نعمت الله» است و هیچکدام تاریخ ندارند.

 

عبدالمعید خان از روی همین ترقیمه مولف را میرزا عبدالقادر بیدل (1054- 1133 هجری) دانسته است و به تفصیل در مقدمه اش درباره او نوشته است. در حالیکه در این مثنوی بارها تخلص شاعر «لایق» آمده است و در دو بیت هم نامِ مثنوی «پُرکار» آمده است. مولف در جایی گفته است که شبی غرق در افکار خود بود که سید عبدالجلیل وارد شد و به او گفت که سخن باید «ساده» و «پُرکار» باشد. شاعر بسیار مدحِ اورنگزیب عالمگیر (1068-1118 هجری) را سروده است و فتوحاتِ او در مناطقِ تَلنگانا، گُلکندا و بیجاپور را ستوده است. به هفتادسالگی اورنگ زیب اشاره می کند که می توان حدس زد که شاعر در زمانِ 1097 هجری در حیات بوده است. به نظر سال تالیفِ مثنوی: 1097 هجری است. در شبه قاره شاعران زیادی با تخلص «لایق» بوده اند که این اطلاعات درباره «میر محمد مراد جونپوری متخلص به لایق» می تواند صادق باشد. در بین تذکره ها پیش از همه آزاد بلگرامی (1071-1138 هجری) در کتاب خود «سروِ آزاد» نوشته است که میر لایق دارای مثنوی به نامِ «ساده پُرکار» است. و لایق با میر عبدالجلیل واسطی بلگرامی حشر و نشر داشته است.

 

و برگردیم به نسخه خطی تونک:

در تذکره های آزاد بلگرامی و شفیق اورنگ آبادی این بیت آمده است:

راقم این نامه معنی سواد

محو سخن بنده محمد مراد

در حالیکه در نسخه تونک چنین آمده است:

بیدل این نامه معنی سواد

محو سخن بنده بیدل نهاد

لایق شیعه بود و مثنوی به نام «در اسرار دل» شامل 36 بیت درباره مدحِ 12 امام، غیبت امام مهدی و ظهور ایشان نوشته است. این مثنوی اش را در جوابِ «مخزن اسرار» نظامی گنجوی نوشته است.

لایق در تعریفِ چند تن از بزرگان و دوستانش شعرهایی سروده است.مثلاً سید محمد شفیع درگذشتِ 1109 هجری. (وی مریدِ شیخ پیر محمد لکنوی 1027-1085 هجری از سلسله چشتیه است.)؛محمد رضا (گویا ساکن دهلی بوده است).

 

لایق در «مثنوی پُرکار» حکایت های زیادی نقل کرده است و به جای نقلِ حکایت های ایرانی، حکایت های بومی و ملی را نوشته است.

نسخه دیگری از «مثنوی پُرکار» در کتاب خانه رضا رامپور است ( به شماره کتابِ 4292- ردیف کتاب خانه 6641م). سال کتابت: 3 جلوس محمد شاهی (مطابق 1133 هجری) است. در فهرست نویسی کتاب خانه رامپور این نسخه همراهِ مثنویِ «دستور همتِ» محمد مراد لایق جونپوری آمده است.

 

از تذکره ها برمی آید که لایق خمسه ای به فارسی نوشته بود که از هر کدام نسخه های خطی مختلفی در شبه قاره است:

«مثنوی دستور همت» (سال تالیف: 1096 هجری)- «رانی کیتکی و سُندر» (سال تالیف: 1100 هجری)- «شمع انجمن» (سال تالیف:؟)- «هیر رانجها» (سال تالیف: 1096 هجری) - «مثنوی پُرکار» (سال تالیف: 1097 هجری).

البته مثنوی دیگری هم به نام «ساده پُرکار» از علی بن محمد حسینی جرجانی استرآبادی مشهور به درویش یوسف است که در کتاب خانه رضا رامپور است. سال تالیف: 990 هجری.

 

- تاریخ مشایخ چشت (جلد پنجم) استدارکات و تسامحات //  عبدالعزیز ساحر

مرحوم خلیق احمد نظامی (1925- 1997) استاد برجسته گروه تاریخ «دانشگاه اسلامی عَلیگر» بود. وی وقتی «تاریخ مشایخ چشت» را چاپ کرد در ابتدا نوشت که این کتاب بناست در پنج جلد نوشته و چاپ شود:

جلد اول: از حضرت خواجه معین الدین چشتی اجمیری تا حضرت شیخ نصیرالدین چراغ دهلوی

جلد دوم: از حضرت خواجه کمال الدین علامه تا حضرت یحیی مدنی. حالات مشایخ و خانقاه های سلسله چشتیه در دکن، بنگال، مالوا و گُجرات.

جلد سوم: از حضرت علی احمد صابر تا حضرت شیخ ابوسعید گَنگوهی (سلسله چشتیه صابریه)

جلد چهارم: از حضرت شاه کلیم الله دهلوی تا حضرت خواجه الله بخش تونسوی (سلسله چشتیه نظامیه)

جلد پنجم: از حضرت شاه محب الله اله آبادی تا حضرت مولانا محمد قاسم نانوتوی و مولانا اشرف علی تانوی. (سلسله چشتیه صابریه)

مرحوم خلیق احمد نظامی برای نخستین بار «تاریخ مشایخ چشت» در سال 1953 از «ندوة المصنفین» (شهر دهلی) چاپ شد که شاملِ جلد چهارم از برنامه وی بود.  بار دوم در دو جلد از «اداره ادبیات دِلّی» (شهر دهلی) منتشر شد که جلد اول درباره تصوف و جلد دوم از شاه کلیم الله جهان آبادی و خواجه الله بخش تونسوی بود.  سپس کتابِ «تاریخ مشایخ چشت» را «انتشارات آکسفورد» در کراچی پاکستان از روی چاپِ «اداره ادبیات دلّی» منتشر کرد.

دکتر عبدالعزیز ساحر از پژوهشگران عرفان و به ویژه سلسله چشتیه در پاکستان است. وی این کتاب مرحوم خلیق احمد نظامی را مورد نقد داده است و با توجه به منابع اصلی مانندِ کتاب هایِ: «تکمله سیر الاولیاء»؛ «مجالس کلیمی»؛ «مناقب المحبوبین»؛ «مناقب فخریه»؛ «رقعات مرشدی»؛ «خیرالاذکار فی مناقب الابرار»؛ «مثنوی فخریة النظام»؛ «سرّ دلبران»؛ «گلشنِ ابرار» اشتباهاتِ کتابِ «تاریخ مشایخ چشت» را نشان داده است. دکتر عبدالعزیز ساحر ابتدا اقتباس کتاب را آورده است سپس با عنوان «تبصره» با مراجعه به منابع اصلی اشتباه را نشان داده است. مثلاً:

* تاریخ مشایخ چشت، اقتباس 16:

«کامگار حسینی در دهلی بود که خبر وحشتناک فوت برادرش را شنید».

تبصره: خواجه کامگار حسینی در دوران اقامتش در دهلی، از وفاتِ برادرش- خواجه نورالدین حسینی- کاملاً بی خبر بود. در هیچ بخشی از مجالس کلیمی درباره رحلت برادر چیزی نوشته نشده است. اتفاقاً برعکس با مطالعه مجالس کلیمی، مثلاً مجلس اول، مجلس هشتم و ... از زنده بودن برادر او آگاهی می یابیم.

* تاریخ مشایخ چشت، اقتباس 46

غلام حیدر می گوید: من بارها معائنه نمودم که کفشِ ایشان ... غم مدار که در قطع منزل تفاوت نخواهد شد.

تبصره: این نقل قول فارسی از کتاب «نافع السالکین» است و در حاشیه به صفحه 19 این کتاب ارجاع داده شده است. عرض این است که مولوی امام الدین گردآورنده کتابِ «نافع السالکین» است نه غلام حیدر. مولوی غلام حیدر سکهانی ملفوظاتِ دیگری به نام «مفوظ شریف» را گردآوری نموده است که مولفِ «تاریخ مشایخ چشت» آن را ندیده بود و در هیچ جای کتابش [تاریخ مشایخ چشت] از این ملفوظات [ملفوظ شریف] استفاده نکرده است و همه نقل قول ها را از کتاب «نافع السالکین» با ذکر شماره صفحه آورده است و فقط یک بار به نامِ گردآورنده اشاره کرده است و آن هم غلط. البته در قسمتِ منابع نام گردآورنده را درست آورده است.

 

- یک فهرست قدیمی // محمد اِکرام چغتایی

دکتر الیوس اشپرنگر (1813-1892)  در جوانی مدیریتِ «انجمن سلطنتیِ آسیایی» را برعهده داشت که پروژه فنون جنگیِ مسلمانان به وی سپرده شده بود. وی به این منظور تمام منابعِ عربی، فارسی و ترکی در کتاب خانه های اروپا را جستجو کرد و فهرست جامعی به عربی آماده کرد که دست نوشته های اشپرنگر از این فهرست در کتاب خانه دانشگاه هایدل برگ است. سیزده سال در هندوستان اقامت داشت (1843-1856) . سَر هنری الیوت فهرست نویسیِ نسخه های خطیِ عربی، فارسی و اردو در کتاب خانه های شاهانِ اَوَد (سه کتاب خانه موتی محل+توپ خانه+فرح بخش) را به اشپرنگر سپرد. اشپرنگر فهرستی در 8 جلد شاملِ 10 هزار نسخه خطی آماده کرد که فقط یک جلد آن منتشر شد (سال 1854، کلکته). اشپرنگر پس از بازگشت به آلمان، تمام کتاب خانه شخصی اش را به کتاب خانه مرکزی برلین فروخت. البته پیش از آن فهرست کوتاهی از تمام نسخه های خطی و نایاب کتاب خانه اش را منتشر کرد: شاملِ 1972 عنوان، مطبوعه گیسن، سال 1857.

 

یکی از کتاب شناسانِ برجسته پاکستان- آقای محمد اِکرام چغتایی- از اسناد، نسخه های خطی و منابعِ کهنِ هندوستان در کتاب خانه های آلمان به خوبی آگاه است و سالهاست که درباره الیوس اشپرنگر تحقیق می کند. آقای اِکرام چغتایی در مقاله حاضر ابتدا به شیوة سراغ گرفتن اشپرنگر از کتاب خانه های هندوستان پرداخته است:

1-    آماده سازی فهرست های کتاب خانه های اُمرا و روسایِ اهل علم

2-    به استادان و علمایِ مشهور درخواست می فرستاد که فهرستِ موضوعیِ کتاب خانه های شخصیِ خود را آماده کنند و برای او [اشپرنگر] بفرستند. مثلاً مملوک العلی نانوتوی- مدیرِ گروه عربیِ «دهلی کالج» - خودش فهرست را آماده کرد و برای اشپرنگر فرستاد که در کتابِ «قدیم دهلی کالج» (از: محمد اِکرام چغتایی) آمده است.

3-    از علم دوستانِ زیر دستِ خود خواهش می کرد که اگر به غیر از خود، افراد دیگری را می شناسند که کتاب خانه دارد به اشپرنگر اطلاع دهند تا اشپرنگر فهرست آنها را تهیه کند.

4-    با تاجرانِ کتاب در شبه قاره و خاورمیانه در ارتباط بود و آنها از نسخه های خطی و کتاب ها اشپرنگر را آگاه می کردند.

5-    در کتاب خانه مرکزی برلین در بین کاغذهای شخصی و اسناد اشپرنگر است. یکی از فهرست ها پیش از 1850 شده است که در این مقاله چاپ عکسی آن آورده شده است.

آقای محمد اِکرام چغتایی سپس چاپِ عکسیِ فهرستِ کتاب خانه ای در هندوستان را آورده است که اشپرنگر تهیه کرده بود که در کتاب خانه مرکزی برلین در آلمان است که اشپرنگر پیش از 1850 نوشته بود.

 

برای مقاله های دیگر آقای چغتایی درباره اشپرنگر نگاه کنید به: آلولیس اشپرنگر (1813-1893) و نسخه هایِ خطّی به زبانِ اردو/ مجله «تحصیل» در گام 5  در«پایگاه خبری نسخ خطی بساتین».

شایان ذکر است که آقای محمد اِکرام چغتایی – از کتاب شناسانِ زُبده پاکستان-فهرستِ اشپرنگر- شاهانِ اَوَد- را با تعلیقات و توضیحاتِ عالمانه به زبان اردو ترجمه کردند که در سالِ 1973 از «انجمن ترقی اردو پاکستان» در کراچی منتشر شد. در سایت «ریخته» قابل مطالعه است:

https://www.rekhta.org/ebooks/shahan-e-awadh-ke-kutub-khane-ebooks?lang=ur

 

تمام شماره های مجله «تحصیل» را از اینجا دانلود کنید:

https://tehseel.com/

 

تهیه و تنظیم: لیلا عبدی خجسته

 

 

کد امنیتی
تازه کردن