کد مطلب : 7252
30 شهریور 1399 - 08:23
تعداد بازدید : 196 بار
اخبار » اخبار وسط

«تحصیل» مجلّه‌ای علمی- تحقیقی است که از شهرِ کراچی، پاکستان مقالاتی به دو زبانِ اردو و انگلیسی با محوریّتِ تراث‌پژوهی منتشر می‌کند. این مجلّه از سویِ ادارة معارفِ اسلامی، کراچی به چاپ می‌رسد. مدیریتِ این مجلّه را دکتر معین الدیّن عقیل برعهده دارد که از پژوهشگران و تراث پژوهان برجستة پاکستان می‌باشند. مقدّمة دانشمندانة ایشان بر کتابِ «کتاب‌شناسیِ آثارِ فارسیِ چاپ شده در شبه‌قارّه (هند، پاکستان، بنگلادش)» (1391ش، نشرِ میراثِ مکتوب، تهران) معرّفِ تخصّصِ ایشان است.

شماره 5  در ژوییه- دسامبر 2019 منتشر شده است. مقاله هایی که دربارة ادبیات و تاریخ فارسی و آسیا هستند:

 

بخش مقاله های تحقیقی

- «نسخه خطّی از کنز العمّال مزیّن به مُهر و یادداشتِ عبدالرحیم خان خانان» // مقاله  نویس: عارف نوشاهی (در مقاله جداگانه ای در همین سایتِ بساتین آمده است)

عارف نوشاهی تاکنون دو نسخه خطّی کشف کرده است که دستخط و مُهر عبدالرحیم خان خانان (964-1063 هجری) دارد. در سالِ 2009 در کتاب خانه عارف حکمت، مدینه منوره. نسخه خطّی «تاریخ محمودشاهی». (نگاه کنید به مقاله  با عنوانِ: مجله معیار، اسلام آباد، ژانویه –ژوئن 2010) همچنین: در مجموعه مقالاتِ به زبان اردو با عنوانِ: «پنجاب میں فارسی ادب اور فارسی ادب سے متعلق دیگر مقالات» (مجس ترقی ادب، لاهور، 2018- همراه با عکس)

همچنین وی در سالِ 2018 در شهر بخارا (ازبکستان) نسخه خطی «کنز العمال»(به شماره 1100/ 60) را دید که مزین به دستخط و مُهر عبدالرحیم بود. این نسخه خطّی در کتاب خانه بوعلی سینا در بخارا بود.

«کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال»- تالیف:شیخ علاءالدین علی شهیر به متقی بن حسام الدین برهان پوری (885- 975 هجری). در سرورقِ آن عبدالرحیم با قلمِ خود درباره بدست آوردن این نسخه خطّی به عربی توضیح داده است. (عین متن عربی در مقاله آورده شده است).

این نسخه خطّی «کنزالعمال» ناقص الآخر است و کاتب و تاریخ کتابت را مشخص نیست. به نظر می رسد که میان جمال محمد آن را به عبدالرحیم هدیه داده بود. خطِ آن نسخ و خواناست. شنگرف دارد. قطع رحلی، 27 سطر. در نسخه خطّی بخارا تمام ابواب (کتاب) به ترتیب الفبایی از یک فهرست شروع می شوند. ذیل هر عنوان، درباره موضوع توضیح داده شده است. معلوم نیست این نسخه خطّی چه زمانی از هندوستان به بخارا رفته است. البته معلوم است که در بخارا به خواجه یار شاه بن محمود بخاری داده شده بود که او هم آن را وقف کرده بود. به او وقف شده مُهر بادامیبود. شکل واقف در بیشتر برگه هایِ نسخه خطّی حک شده است: «وقف خواجه یار شاه ابن محمود البخاری 1224 [هجری]». در آن زمان در خانات بخارا، سید حیدر توره بن شاه مراد (1215-1242 هجری/ 1800-1826) حکومت می کرد.

 

- «سندیِ مهم دربارة آمارِ شهر دهلی در سالِ 1828» // مقاله  نویس: نجیبه عارف (در مقاله جداگانه ای در همین سایت بساتین آمده است)

بخش اسنادِ کتاب خانه دانشگاه ادینبرا گزارشی از شهر دهلی سالِ 1828 است که در مجموعه «نسخه های شرقی» (Oriental Manuscripts)) به شماره 531 نگهداری می شود. در واقع مجموعه ای از اسناد پراکنده (نقشه، گزارش) است که در یک جلد صحافی شده اند. این گزارش از ورق 60-الف تا 75-ب است یعنی 16 اوراق (32 صفحه). البته صفحات 73-ب و 74-الف غایب هستند. در این جلد، تمام نسخه های خطی در یک فهرست معرفی شده است. نامی از گزارشگر یا تنظیم کننده گزارش ها نیست و معلوم نیست که این نسخه خطی چطور به آنجا رفته است. روی نسخه خطی به خط دیگری به انگلیسی نوشته شده است:

Statisti of Dehli ….  (سه واژه بعدی ناخوانا هستند)

Delhi Dec 10th 1828

گویا به دستور افسر ارشدی از کمپانی هندشرقی یکی از منشیان کمپانی این گزارش را نوشته بود و گمان غالب این است که گزارش هایی از این قبیل، پیش از این تهیه شده بود. این گزارش به زبان فارسی نوشته شده است و با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز شده است که می توان پی برد تهیه کننده گزارش، مسلمان بوده است. به خط نستعلیق و به قلمِ قط متوسط نوشته شده است. تعدادِ کلانتری و زندان بان ها، محرّر، سربازان، نگهبان ها، دروازه دارها، نام دروازه ها شهر دهلی آمده است. افراد شهر: 120901 نفر- تعداد مرد: 41805- تعداد زن: 43204 نفر- تعداد پسر بچه ها: 18928 نفر- تعداد دختر بچه ها: 16964-

همچنین تعداد مهاجن های شهر- امرای شهر- حکیمان شهر-مساجد- خانه های خشتی و آجری- مدرسه دولتی و غیر دولتی شهر دهلی آمده است. در این مقاله ترجمة سند به زبان اردو آمده است.

 

- «مقایسه دست نویس و چاپ شده کتابِ اسرار خودی» // مقاله  نویس: بصیره عنبرین (در مقاله جداگانه ای در همین سایت بساتین آمده است)

«اسرار خودی» در سپتامبر 1914 به سرپرستی حکیم فقیر محمد چشتی چاپ شد و سیلی از اعتراضات روانه شد. به طوری که اقبال دیباچه را حذف کرد، اشعاری که در نکوهش افلاطون و حافظ بود را حذف کرد. برخی از بیت ها را هم تصحیح کرد که بعد با عنوانِ «رموز بیخودی» در سال 1918 منتشر شد. در سال 1923 هر دو مثنوی به طور یکجا با عنوان: «رموز بیخودی؛ اسرار و رموز». پس از درگذشت علامه اقبال این مجموعه در سال 1940 به سرپرستی چودَری محمد حسین منتشر شد. به مناسبت پنجاهمین درگذشتِ علامه اقبال، پسرش – جاوید اقبال- مجموعه اشعار اقبال را دوباره برای تایپ داد و «اسرار خودی» را با تایپ جدید منتشر شد. مسوده «اسرار خودی» به دو صورت است:

اولی: کاملاً بی ترتیب و پراکنده؛ خط زده؛ حواشی ندارد؛ عنوان مثنوی ها مختلف است. گویا این ویرایش نهایی علامه اقبال نبوده است. در برخی جاها بیش از یک اصلاحات است. امواج ذهنی اقبال در فلسفه خودی دیده می شود.

دومی: خط خوردگی؛ حواشی ندارد؛ عنوان های مثنوی با نسخه چاپ شده آن مطابقت ندارد؛ برخی از بخش هایِ طولانی در نسخه چاپ شده است، ولی در مسوده نیست. گویا این ویرایش نهایی اقبال بوده است که تا حدودی با چاپِ نخست (1914) مطابقت دارد.

شایان ذکر است که هر دو مسوده با چاپ سوم در 1923 کمی فرق دارد. در حالی که این چاپ سوم در زمان خودِ اقبال چاپ شد، پیش از چاپ اقبال آن را خوانده بود و تغییراتی و اضافاتی در آن داده بود. در این مقاله چاپِ سالِ 1923 زیرمطالعه است که «اسرار و رموز» یکجا چاپ شده اند.

 

- «تالیفات و مقاله های علامه عبدالعزیز مَیمَن» // مقاله نویس: راشد شیخ

عبدالعزیز مَیمَن (1888-1978وی در جوناگَر در هندوستان به دنیا آمد. در مدرسه عالیه رامپور تحصیل کرد. از دانشگاه پَنجاب لاهور در سال 1911 مدرکِ منشی فاضل و در سالِ 1913 مدرک مولوی فاضل دریافت نمود. از 1913 تا 1920 در کالج  ادوارد در پیشاور عربی و فارسی تدریس نمود. فهرست نسخه های خطی کتاب خانه کالج اسلامی را تصحیح نمود و بر آن افزود.  پیشتر مولوی عبدالرحیم- کتابدار کالج اسلامی در پیشاور- فهرستی تهیه کره بود شاملِ بیش از 2000 نسخه خطی و سپس از علامه مَیمَن خواست که تجدید نظر کرد. فهرست نسخه های خطّی کالج اسلامی پیشاور در سال 1918 با عنوان «لباب المعارف العلمیة» از شهر آگرا منتشر شد. صفحات 425 تا 436 اضافات علامه مَیمَن است.

علامه مَیمَن از 1920 تا 1925 در اورینتل کالج عربی تدریس نمود. پس از 1924 تا 1951در دانشگاه اسلامی عَلیگر مدیر گروه عربی شد. سپس مدیر اداره تحقیقات اسلامی (دراسلام آباد پاکستان) و مدیر گروه دانشگاه کراچی شد. برای تهیه نسخه های خطی و کتاب های نایابِ کتاب خانه اداره تحقیقات اسلامی به عربستان، ترکیه، مصر، سوریه و کشورهای دیگر سفر نمود.

از آثارِ علامه عبدالعزیز مَیمَن: «ابن رشیق القیروانی»- «النتف من شعر ابن رشیق و زمیله ابن اشرف القیروانیین»-«خلاصة السیر لمحب الدین الطبری»-«ثلاث رسائل»-«مقالة کلا و ما جاء منها فی کتاب الله لابن فارس»-«ما تلحن فیه العرام لکسائی»- «رسالة ابن عربی الی الفخر الرازی»- «ابوالعلاء و ما الیه»- «فائت شعر ابی العلاء» - «رسالة الملائکة لابی العلاء المعرّی»- «زیادات دیوان شعر المتنبّی»- «اقلید الخزانة»-«اقدم کاب فی العالم علی رای او جاویدان خرد»- «کتاب المداخل»- «نسب عدنان و قحطان»- «ابواب مختارة من کتاب ای یوسف یعقوب بن اسحق الاصبهانی»- «کتاب ما اتفق لفظه و اختلاف معناه من القرآن المجید»- «تعلیقات علی لسان العرب»- (علامه عبدالعزیز مَیمَن جزو تیم تصحیحِ لسان العرب بود)- «تصحیحات و  تعلیقاتِ علی خزانة الادب»- «کتاب اسماء جبال و تهامة»- «تصحیحِ سمط اللآلی»-«فهارس سمط اللآلی»-«الطرائف الادبیة»-«دیوان سحیم بن عبدالحسحاس»-«دیوان حُمید بن ثور الهلالی»-«کتاب الفاضل للمبرد»-«المنقوص و الممدود لفراء»-«الوحشیات»-«التنبیهات علی اغالیط الرواة»-«قبسة الخاطی الشادی المیمن من جذوة الشاطی الوادی الایمن»- همچنین دو شرح که برای دروس عربی مقطع دیپلم نوشته شد: «شرحِ قبسة الخاطی الشادی المیمن من جذوة الشاطی الوادی الایمن» و شرح «الزهر الجنی من ریاض المیمنی».

از آثار منتشر نشده علامه عبدالعزیز مَیمَن:

«معجم الامثال السائرة و الایام الدائرة و البنین و البنات و الآباء و الامهات و الذوین و الذوات»- «نظرة فی النجوم من اللزوم»- «نظرة علی دیوان شعری النعمان بن بشیر و بکر الدلفی»- «دیوان توبة من الحمیر و لیلی الاخلیة»-«دیوان کعب بن زهیر (بروایة الاحوال)»- «السمتجاد من فعلات الاجواد للتنوخی»- «حاشیة ابن برّی و ابن ظفر الصقلی علی درّة الخواص»-

مجموعه مقالات علامه عبدالعزیز مَیمَن به زبان عربی گردآوری و چاپ شده است: «بحور و تحقیقات»، به کوشش: محمد عزیز شمس، بیروت، 1995.

کتابی با عنوانِ «زندگی و آثار علامه عبدالعزیز مَیمَن» به زبان اردو در سالِ 2011 در کراچی پاکستان از سوی آقای راشد شیخ منتشر شده است. وی مجموعه مقالات به زبان اردو علامه عبدالعزیز مَیمَن را هم گردآوری نموده است که به امید خداوند متعال به زودی چاپ خواهد شد.

 

بخش گوشه نوادر                       

«چاپ عکسی نسخه خطّی تحفة الهند» نخستین فرهنگ به زبان اردو // به کوششِ: میرزا خان (بخش پنجم)

«تحفة الهند» کتابی است در هفت باب، مقدمّه و خاتمه دربارة علمِ عروض، علمِ قافیه، علمِ بیان و بدیع، علمِ موسیقی، علمِ مباشرت و علمِ قیافه، فرهنگِ دو زبانة بِرج باشا-فارسی و دستور. این فرهنگ را میرزا خان بن فخرالدّین محمّد (1027-1118ق) برایِ تعلیمِ شاهزاده جهاندار شاه در 1087ق تالیف کرد. شایان ذکر است که زنده‌یاد دکتر نورالحسن انصاری(1932-1987) – استادِ برجسته فارسی در هندوستان «تحفة الهند» را تصحیح و منتشر کرده بود. جلدِ اوّل را به عنوانِ پایان‌نامة دکتری(دانشگاهِ تهران) که در 1354ش، از سویِ بنیادِ فرهنگِ ایران(تهران) و جلدِ دوّم در 1983 از دانشگاهِ دهلی منتشر شد.

 

بخش انگلیسی

«الیوس اشپرنگر در لندن» // مقاله  نویس: محمد اِکرام چغتایی

اشپرنگر وی وقتی به لندن رفت، اِرل مانستر ( Earl of Munster ) تصمیم داشت که تاریخ جامعی درباره حمله مغولان به هندوستان بنویسد. اما خیلی سریع نظرش تغییر یافت و خواست درباره تاریخ جنگ ها و ابزار آلاتِ مسلمانان بنویسد. از آنجایی که بیشتر منابع به فارسی، عربی و ترکی بود به محققی نیاز داشت که به این زبان ها و منابع مسلط باشد. از این رو، وی اشپرنگر را انتخاب نمود. برای گردآوری منابع، هر دو به سراغ کتاب خانه های اروپا رفتند: آلمان، ایتالیا، فرانسه، اتریش و هلند. پس از بازدید از کتاب خانه ها و برگشت به لندن، اشپرنگر شروع به کار کرد و فهرستی از نسخه های خطی و کتاب های چاپ شده را نوشت و مطلبی به زبان عربی تهیه کرد. این پروژه در حال انجام بود که ارل مانستر در سال 1842 درگذشت. به دلیل کمبود مالی اشپرنگر نتوانست بقیه کار را ادامه دهد و مجبور به ترک لندن شد. ارل مانستر از جهاتی به اشپرنگر کمک شایانی نمود:

-         در سال 1838 اشپرنگر توانست در دستگاه بریتانیا در کمپانی هند شرقی کار کند.

-         به توصیه شدیدِ ارل مانستر، اشپرنگر به عنوان دستیار جرّاح در هندوستان استخدام شد و در 2 سپتامبر 1843 در فورت ویلیام شهر کلکتّه رفت.

-         اشپرنگر بخشی از «مروج الذهب و معادن الجواهر» (تالیفِ مسعودی) را به انگلیسی ترجمه کرد که ارل مانستر در سال 1841 در لندن از انجمن انتشاراتِ متون شرقی آن را منتشر کرد.

-         اشپرنگر در لندن با اِچ.اِچ. ویلسون – کتابدار ایوان هند و استاد سانسکریت در آکسفورد- آشنا شد. وی ارتباط های زیادی با هندوستان داشت و باعث شد که اشپرنگر در دستگاه بریتانیا مقبولتر شد.

-         با دسترسی به کتاب خانه های زیاد، مدرک پزشی از دانشگاه لیدن گرفت و رساله اش دکتری اش این بود که در سال 1840 دفاع نمود: (درباره پزشکی عرب ها در دوره خلفای راشدین بود) و به همین دلیل در گروه پزشکی کمپانی هند مشغول به کار شد.

Dissertato medica inauguralis de originibus medicine Arabicae sub Khalifatu, quam in Academ-Lugdudo-Batava 12. Jun. 1840 defendet Alois Sprenger, Tyrolensis-Lug Bat. 1840.

 

-         در لندن انجمنی بود به نامِ Society for the Diffusion of the Useful Knowledge (انجمن گسترشِ دانش مفید که با نام کوتاهِ SDUK شناخته شده بود). این انجمن براساس دانش نامه فرانسوی Biograpbhical Universelle, دانش نامه ای به انگلیسی Biographical Dictionary, تهیه می کرد به سر ویراستاریِ جُرج لانگ (George Long) در سالهای 1842-1844. فقط دو جلد آن نوشته شد و کار ناتمام ماند. در همین دو جلد (که شامل حرف «A» است) مدخل های نام مسلمانان را اشپرنگر نوشته است. (به اصل مقاله نگاه کنید)

-         نامه های اشپرنگر (29 ژوییه 1842 تا 11 می 1843 در کتاب خانه دانشگاه لندن است. گویا مخاطب آنها ادوارد کانولی (Edward Conolly,) – مسئول دفتر انجمن گسترش دانش مفید- بود. (به اصل مقاله نگاه کنید)

 

تمام شماره های مجلّه تحصیل را از اینجا دانلود کنید:

http://tehseel.com/

 

 

 

کد امنیتی
تازه کردن