کد مطلب : 7079
07 خرداد 1399 - 08:40
تعداد بازدید : 46 بار
اخبار » گزارش

بنا به تحقیقاتِ ما، نخستین بار «کتابِ الجامع» (تالیف:ِ عبدالرزاق) و نسخه هایِ خطّیِ این کتاب را اسلام شناس و نسخه شناسِ معروفِ دنیا، دکتر محمد حمیدالله (درگذشت: 2002) در کتابِ «همّام بن منبّه» (سالِ 1956)معرّفی نمود: «عبدالرزاق بن هَمّام الصنعانی الیمانی دانشمندی بود که کتابی با عنوانِ المصنّف در دو جلدِ ضخیم دربارة علمِ حدیث از خود به یادگار گذاشته است. وی نه فقط از معمّر بن راشد کسب فیض نموده است بلکه از دیگر استادان حدیث هم آموخته است و همه را یک جا کرده است. نسخه هایِ خطّیِ المصنّف در استانبول و صنعا کامل هستند. در حیدآباد دکن، حیدرآباد سِند، مدینه منوّره و دیگر جاها ناقص هستند. اهل علم از شنیدن این خبر شاد خواهند شد که استاد دانشگاه عثمانیه در حیدرآباد دکن- دکتر محمد یوسف الدین- در حال تصحیح این کتاب است و تاجرِ عالم و علم دوستی در آفریقایِ جنوبی- مولانا الحاج محمد موسی میان مایل به چاپ آن است. در این کتاب، تعداد زیادی از احادیثِ صحیفة همام هم است».

به دلایلی تصحیحِ دکتر یوسف الدین به پایان نرسید و حضرت مولانا حبیب الرحمن اعظمی (درگذشت: 1992) آن را تصحیح نمود که بین سال هایِ 1970 تا 1972 در 11 جلد از بیروت  چاپ شد. سپس در 1979 دکتر حمیدالله در حاشیه مقدمه انگلیسیِ چاپِ دهمِ صحفیه همام بن منبه (ناشر: حبیب اَند کمپنی، حیدرآباد دکن) نوشت:

«المصنّف، تالیفِ: عبدالرزاق الحمیری، 11 جلد، سالهایِ 1970 تا 1972، بیروت. جلدِ آخر و نصفِ جلدِ قبلی، متعلق به «الجامع» تالیفِ: معمر بن راشد است که مصحح از آن آگاه نبود». (ص 158)«جامعِ معمر که به اشتباه در یکی از باب هایِ «المصنف» تالیفِ عبدالرزاق شامل شده است». (ص 35)

سپس دکتر حمیدالله در نامه ای به تاریخ 15 جمادی الاولی 1403 / 28 فوریه 1983 در ماه نامه «الرّشاد»، اعظم گر، آوریل 1983 نوشت: «شماره سپتامبر 1982 ماه نامه الرشاد در پایان فوریه 1983 دریافت شد. سپاسگزارم. در صفحه 3 شما نوشته اید که مغازی امام زهری تالیفِ عبدالرزاق چاپ شده است. این سهو قلم یا سهو حافظه است. در دو جلدِ آخرِ المصنفِ عبدالرزاق، کتاب جامع معمر بن راشد چاپ شده است و مصحح (مولانا حبیب الرحمن اعظمی) نمی دانست که این به جایِ خود کتاب جداگانه ای است و از عبدالرزاق نیس، بلکه از استادش – معمربن راشد- است».

دکتر حمیدالله در هر سه جا بر این امر اصرار دارد. در حالی که مولانا حبیب الرحمان اعظمی با ارائه دلایل این نوشته دکتر حمیدالله را رد کرد که در شماره ماه می 1983 ماه نامه «الرشاد»(شهر اعظم گر) و سپس در ژوئن و ژوییه 1983 ماه نامه «الفرقان» (شهرِ لکنو) چاپ شد. مولانا حبیب الرحمان به عربی با عنوانِ «کتاب الجامع لعبد الرزاق الصنعانی» در مجله «البعث الاسلامی»، ندوة العلما، لکنو، رجب 1405/ مارس-آوریل 1985 منتشر شد. سپس دکتر مسعود احمد الاعظمی در کتاب «حیات ابوالمآثر جلد ثانی» این دلایل مولانا حبیب الرحمان را آورد و از طرفِ خودش هم دلایلی افزود:

1- حافظ ابن عبدالبرمالکی (درگذشت: 463هجری) در کتابش: «الاستیعاب فی معرفة الاصحاب» کتابِ «جامع» را تالیفِ عبدالرزاق نوشته است.

2-در صحیحِ بخاری در «باب افشاء السلام من الاسلام» روایتی از حضرت عمار را نقل می کند: «وقال عمار: ثلاث من جمعهن فقد جمع الایمان: الانصاف من نفسک و بذل السلام للعالم و الانفاق من الاقتار» درباره این روایت حافظ ابن حجر عسقلانی (درگذشت: 852 هجری) در «فتح الباری» نوشته است: «و هکذا (یعنی موقوفاً) رویناه فی جامع معمر عن ابی اسحاق و کذا رواه عبدالرزاق فی مصنّفه عن معمر».

3- حافظ ابن حجر در «الاصابة» روایتی از حارث بن مالک آورده است که در ادامه اش نوشته است: «روی حدیثه ابن المبارک فی الزهد عن معمر عن صالح بن مسمار ان النبی صلی الله علیه و سلم قال: یا حارث بن مالک کیف اصحبت؟ قال اصبحت مومناً حقا .. و کذا أخرجه عبدالرزاق عن معمر صالح بن مسمار و جعفر بن برقان أن النبی صلی الله علیه و سلم قال للحارث ...»

4- حافظ ابن حجر در «بابِ أمور الایمان و قول الله تعالی: لیس البر أن تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب» (صحیح بخاری) می نویسد: «و وجه الإستدلال بهذه الایة و مناسبتها لحدیث الباب تظهر من الحدیث الذی رواه عبدالرزاق و غیره من طریق مجاهداً أن أباذر سأل النبی صلی الله علیه و سلم عن الایمان فتلا علیه( لیس البر) ... ».

5- در صحیح بخاری «باب کتاب العلم» روایتی نقل شده است که پس از آن «تابعه معمر عن همام عن أبی هریرة»  که حافظ ابن حجر در شرحِ آن نوشته است: «و المتابعة المذکور أخر جها عبدالرزاق عن معمر».

6- شیخ محمد سعید سنبل در «رسالة الاوائل» حدیثی را که آخرین حدیثِ مصنف قرار داده است همان کتاب در «الجامع» هم آخرین حدیث است. پس از نقلِ این آخرین حدیث، شیخ سنبل تصریح کرده است که مصنف با همین حدیث پایان یافته است. بنابراین ثابت شد که «المصنف» تالیفِ عبدالرزاق است و این هم معلوم شد که نزدِ شیخ سعید سنبل نسخه ای از «المصنف» ود که در کتابِ «الجامع» هم شامل بود.

7- شاه عبدالعزیز دهلوی هم در «بساتین المحدثین» آخرین حدیثِ کتاب «الجامع» را آخرینِ حدیثِ «المصنف» قرار داده است.

8- در نسخه خطّی «المصنف» که به شماره 541 در مکتبه فیض الله آفندی نگهداری می شود، تاریخ کتابت: 606 هجری، ترقیمه نسخه خطّی این است: «تم کتاب الجامع بحمدالله و عونه و قوته و بتمامه تم جمیع کتاب المصنف لأبی بکر عبدالرزاق بن همام بن نافع الصنعانی الیمانی و الحمدلله رب العالمین بما هو أهله و صلی الله علی محمد نبیه و آله و سلم تسلیما. فی الثالث و العشرین من جمادی الأولی سنة ست و ستماة».

9- در کتاب خانه هایِ مختلفِ دنیا تاکنون نسخه هایِ خطّی که از «المصنف» عبدالرزاق یافته شده اند، ناقص الاخر نیستند و در پایانِ همة آنها «الجامع» است.

اکنون ما در اینجا بررسی می کنیم که آیا «الجامع» و «جامع معمر بن راشد» دو کتابِ جداگانه هستند یا هر دو یک کتاب هستند؟

بنا بر تحقیقاتِ ما دربارة جامعِ معمر بن راشد و نسخه هایِ خطّی آن نخستین بار دکتر حمیدالله به زبانِ اردو نوشت. در صحیفة همام بن منبه وی نوشته است: «جامع معمر بن راشد: ابوعروة (وفات: 153 هجری) نه فقط صحیفة همام را بعینه مخفوظ داشته است بلکه توسط شاگردانش آن را نقل کرده است و خودش هم کتابی با عنوانِ «الجامع» در حدیث نوشته است. از خوش بختیِ علم است که این کتاب محفوظ مانده است. نسخه ای از آن در دانشگاه آنکارا، گروه تاریخ (ذخیره اسماعیل صائب، 2164) است. این نسخه ناقص و پوسیده است. اما خیلی قدیمی است. در سال 364 هجری در شهر طلیطله (تولیدو) در اندلس (اسپانیا) نوشته شده است. نسخه  خطّی دیگری در کتاب خانه فیض الله آفندی (541) است که در تاریخ 606 هجری نوشته شده است. دانشمندِ جوانی از دانشگاه استانبول دکتر فواد سزگین در «تُرکیات مجموعه سی»، جلد 12، سال 1955 از صفحه 115 تا 134 مقاله جالبی به ترکی هم نوشته است با عنوان: «حدیث مصنفاتنک مبدئی و معمر بن راشدک جامعی». این کتاب راوی وار نیست، بلکه موضوع وار است. «جامع معمر» بیش از دویست ورق دارد. ممکن است که به زودی منتشر شود».

شایان ذکر است که دکتر حمیدالله در جواب الجواب مولانا حبیب الله در مقاله ای با عنوانِ: «مصنفِ عبدالرزاق و جامع معمر بن راشد» هر دو این نسخه هایِ خطی را معرفی کرده است: «دو نسخه خطّی از جامع معمر بن راشد در ترکیه است که نامش فقط جامع معمّر است و مندرجاتش هم کتابِ کوچکی است. در جلد چیز دیگری نیست. نسخه خطی دیگری که خیلی قدیمی است در آنکارا است. نسخة دیگری در استانبول است. چاپی از آن را یکی ترکیه ای برعهده گرفته است. او علاقه ای به [چاپِ] مصنفِ عبدالرزاق نداشت. من مندرجاتِ هر دو این نسخه هایِ خطی را با بابِ کتابِ الجامع مصنفِ عبدالرزاق مقایسه کردم. متوجه شدم که کاملاً یک چیز است. فرق خیلی معمولی است. باز هم عرض می  کنم که در این دو نسخه خطّی جامع معمر نوشته شده است جامع عبدالرزاق نیست».

عکسِ نسخه خطّی مکتبه فیض الله آفندی موجود است که من با مطالعه آن متوجه شدم که دکتر حمیدالله دچار اشتباه شده است که آن را جامعِ معمر قرار داده است. در واقع، این همان نسخه خطّی مصنفِ عبدالرزاق است. ناقص الاول است. وسطِ سرورقِ مهرِ بیضویِ سیاه فیض الله آفندی است. زیرِ آن با قلمِ جلی و روشناییِ سیاه به عربی 541 نوشته شده است. یعنی همان نسخه خطّی که دکتر حمیدالله اشاره کرده بود. بالایِ سرورق، سمت راست «ک: 545» نوشته شده است. در زیرِ آن در سه سطر این عبارت نوشته شده است: «من کتب الفقیر السید فیض الله المفتی فی/ السلطنة العلیة العثمانیة عفی عنه». سپس نامِ کتاب به این صورت آمده است: «مصنف الامام الحافظ ابی بکر عبدالله رحمة الله»، زیرِ آن با روشنایی آبی [آسمانی] مُهر گردی است که ناخواناست. سپس برایِ ثبت هایِ جدیدِ کتاب خانه، مُهرِ آبی [آسمانی] مستطیلی است.

از همان سرورق معلوم است که این نسخه خطّیِ مصنفِ عبدالرزاق است نه نسخه خطّیِ جامع معمر بن راشد. آغاز آن: «بسم الله الرحمن الرحیم- صلی الله علی محمد و آله و سلم تسلیماً- باب ما جاء فی الحروریة». در چاپِ دارالتاصیلِ مصر، در جلد هشتمِ مصنفِ عبدالرزاق، بابِ 173 کتابِ العقول است.

و دربارة نسخه خطّیِ آنکارا. من عکسِ چند صفحه از آن را به دست آوردم که نامِ کتاب، سندِ راویِ تا مصنف، سماعات و غیره نوشته شده است که کاملاً ثابت می کند که نسخه خطّیِ آنکار، نسخه خطّی ِجامع بن معمر است. نسخه  بسیار مهمی است چون بنا بر نسخه هایِ خطّی یافته شده است، تنها نسخه خطّیِ جامع معمر است. ناقص الاول است. سرورق ندارد، امّا وسطِ آن، پس از پایانِ یک جز، در آغازِ جز دوم در چند جا، نامِ کتاب، اسناد و سماعات و غیره نوشته شده است.

بنا بر تحقیقاتِ ما، تاکنون تصحیحِ جامع معمر بر اساس نسخه خطّی آنکار انجام نشده است. البته دو پژوهشگر در جامعة القدس در فلسطین در مقطع کارشناسی ارشد برایِ سندِ «اصول الدین»، بخشی از این نسخه خطّیِ جامع معمر را تحقیق و تخریج کرده اند: طارق فایز نایف غوادرة، از ابتدای جزء اول تا آخرِ جزء ثالث (سالِ دفاع پایان، نامه: 25 مارس 2018)- موسی احمد ابراهیم خلایله از «بابِ من نام حتّی یصبح» تا آخرِ بابِ «باب القول عند رویة الهلال» (سالِ دفاعِ پایان نامه: یکم ژانویه 2018). هر دو این پایان نامه نزدِ بنده است.

طارق فایز عکسِ نسخه خطّیِ آنکارا را دارد. به گفته او این نسخه خطّی، ناقص الاول است. 49 بابِ آغازِ نسخه که به جزء اول و جزء ثانی تعلق دارند، از بین رفته اند. طارق فایز فهرست این با ب ها را هم آورده است که از «بابِ وجوب الاستیدان» شروع و به «باب النفس فی الإناء» پایان می یابد. همچنین 14 باب از جزء ثالث از بین رفته اند یعنی باب 79- باب 87 تا بابِ 96. بابِ 104 تا بابِ 106.

موسی احمد ابراهیم خلایله بابِ 68 را تحقیق و تدوین کرده است. در نسخه آنکارا، تمام ورق هایِ این بخش است. باب اول: «باب من نام حتی یصبح» و  بابِ آخر: «باب القول عند رویة الهلال».

من این بخش از جامع معمر را با «کتاب الجامع» در مصنفِ عبدالرزاق مقایسه کردم، متوجه شدم که هر دو در ترتیب ابواب، ترتیب روایات و تعدادِ آنها یکسان هستند. سپس خواستم بدانم آیا در این بخشِ «کتاب الجامعِ»  عبدالرزاق، علاوه بر 18 روایتی که از شیوخِ دیگری آورده شده است، آنها در جامع معمر هم هستند یا خیر؟ هر دو را با هم مقایسه کردم، معلوم شد که تمام 18 افزوده هایِ عبدالرزاق در «کتاب الجامعِ» جامعِ معمر هم با همان ترتیب هستند.

یعنی عبدالرزاق هنگامِ روایت از «الجامعِ» استادش، هر جا لازم دیده است از طرفِ خودش هم اضافه کرده است و وقتی «مصنفِ» خود را تالیف نموده است «جامع معمر» (با افزوده ها) را با عنوانِ «کتاب الجامع» در آخرِ کتابش آورده است. بنابراین، از یک لحاظ «جامع معمر»، بخشی از «مصنف» است و از لحاظِ دیگرکتابِ جداگانه ای است. در اینجا عبارتی از ابن خیر الاشبیلی (وفات: 575 هجری) آورده می شود: «و حدثنی أیضاً بالجامع المضاف إلی مصنّف عبدالرزاق و هو جامع معمر حکم بن محمد بن حکم قال حدثنا أبوعبدالله محمد بن عمر بن سعدون من أهل قرطبه. قال: حدثنا أبومحمد عبدالرحمن بن أسد بن المنذر الکازرونی الفارسی بمکة. قال: حدثنا إسحاق بن إبراهیم الدبری عن عبدالرزاق رحمة الله».

حاصلِ کلام: جامع عبدالرزاق و جامع معمر اصالتاً هر دو یکی هستند، فقط از لحاظِ نسبت وجود جداگانه ای دارند. این امر بر ابن عبدالبر مالکی و حافظ ابن حجر عسقلانی هم معلوم بود. حتّی حافظ ابن حجر در «المعجم المفهرس» سندهایِ هر دو کتاب را هم جداگانه آورده است. فواد سزگین هم نوشته است:  «الجامع ... و قد روی هذا الکتاب تلمیذه عبدالرزاق فأضاف إلیه أحادیث أخری و جعل الکتاب ملحقاً بکتابه (المصنف)».

پی نوشت:

ظفر احمد صدیقی (نویسنده مقاله) در پایان  مقاله اش چند ضمیمه آورده است: عکسِ سرورق و صفحة بعدیِ نسخه خطّیِ فیضِ الله آفندی- چند ورق از نسخه خطّیِ آنکارا- پایانِ جزء رابع، آغازِ جزء خامس و سادسِ نسخه خطّیِ آنکارا- 49 بابِ جزء اول و جزء ثانی از جامعِ معمر که در نسخه خطّیِ آنکارا است- 14 بابِ جزء ثالث از جامعِ معمر که در نسخه خطّیِ آنکارا از بین رفته است- فهرستِ احادیثِ 68 بابِ جامعِ معمّر که موسی احمد ابراهیم خلایله تحقیق و تخریج کرده است- 18 افزوده  هایی که در کتابِ الجامع و جامعِ معمر به ترتیبِ یکسانی آورده شده اند.

خلاصه و ترجمه: لیلا عبدی خجسته

خلاصه شده از مقاله به زبانِ اردو: «کتاب الجامعِ مصنّفِ عبدالرزاق و الجامعِ معمّر بن راشد؛ ایک معروضی مطالعه»، مقاله نویس: ظفر احمد صدیقی، جلد 203، عدد 6، ژوئن 2019، صفحات: 405 تا 431، ماه نامه معارف، دارالمصنفین شبلی آکادمی، اَعظم گَر، هندوستان.

منبع:  https://shibliacademy.org/

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

30 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
53
1499
1552
17749
16398678