کد مطلب : 3766
23 خرداد 1395 - 21:24
تعداد بازدید : 3695 بار
اخبار » مقالات
پرینت

آنچه در پی می آید متن سرمقاله دکتر محمّدحسن شفيعيان[1] استاد فلسفه‌ي اسلامي و مطالعات شيعي است که در شماره سوم و چهارم نشریه بساتین منتشر شده است.

***

بي‌ترديد يکي از مشعل‌هاي فروزان علم و دانش در ميان دانشمندان بي‌شمار شيعه‌ي اماميه که در حسّاس‌ترين بخش عمر شريف خود در نيمه‌ي اول قرن پنجم هجري مي‌زيسته، جناب سيّد ابوالقاسم علي بن حسين موسوي، مشهور به سيّد مرتضي، شريف مرتضي و عَلَم الهدي (درگذشته به سال 436ق) بوده است. در تاريخ تطوّر شيعي در دو عرصه‌ي عمده‌ي اصول و فروع، روزهاي افول مکتبِ قم با روزهاي آغازين و پُر نشاط مکتبِ فکري بغداد در نيمه‌ي دوم قرن چهارم هجري برابر است. ظهور شخصيّتي دانشمند همچون شيخ مفيد در ميان بزرگان شيعه در قرن چهارم هجري را بايد نقطه‌ي عطفي در شکل‌گيري يک تفکّر نظام‌مند شيعي به شمار آورد.

در طول تاريخ فکر کلامي، بزرگان زيادي ظهور کرده‌اند که هر يک به شکلي و با ديدگاهي خاص به انطباق ميانِ داده‌هاي عقل با معارف بنيادين دين پرداخته‌اند؛ ولي اين‌که کدام‌يک در اين راستا تفکّري نظام‌مند براي آيندگان به ارمغان گذاشته‌اند، موضوعي است که بررسي آن هم در زمان حياتِ آن متفکّر و هم براي آيندگاني که در مقام بهره‌وري از ره‌آوردهاي آن متفکّر و فکر نظام‌مند وي برآمده‌اند، حائز اهميّت فوق‌العاده است. اگر کسي به سير تطوّر فکر کلامي و تاريخ آن توجّه کند در مي‌يابد که هيچ‌گاه ارائه‌ي يک يا چند نظريّه‌ي کلامي سبب بلند آوازه شدن و توجّه تام ديگر انديشمندان به آن صاحب‌نظر نمي‌باشد؛ بلکه بزرگان تأثيرگذار در انديشه‌ي کلامي آنانند که ره‌آوردِ ايشان تفکّري نظام‌مند، هماهنگ و توانا در پاسخ به شُبهات و اشکالات بوده و هست. همين نکته در ميان فيلسوفان بزرگ مسلمان هم ديده مي‌شود؛ چنانکه شيخ الرئيس ابوعلي سينا و شيخ اشراق شهاب‌الدين سهروردي در شمارِ فيلسوفانِ پيش از صدرالدين محمد شيرازي، دارندگان نظام فکري فلسفي هستند. غرض نگارنده از ذکر اين مقدّمه آن است که شريف مرتضي علم الهدي در ميان متکلّمان شيعي تا قرن پنجم هجري از اين ويژگي مهّم برخوردار است که به تدوين يک نظام کلامي منسجم و توانا در پاسخ به ايرادات و شُبهات که از سوي ديگر فِرَقِ اسلامي متوجّه کيان فکري شيعه مي‌شد،([2]) پرداخته است. همين ويژگي است که مکتب قم فاقد آن بوده و شيخ مفيد نيز مجال چنين کار خطيري را پيدا نکرده است.

اگر کسي به ملاحظه‌ي پراکندگي اهمّ آثار شريف مرتضي علم الهدي در قلمرو تمدّن اسلامي بپردازد ـ که خوشبختانه دوست دانشمندِ ما جناب آقاي حسين متقي به خوبي به اين مهّم پرداخته‌ و در اين باب مقاله ممتّعي نيز ارائه کرده‌اند ـ در مي‌يابد که آثار برجسته‌ي شريف مرتضي تا چه حد مورد توجّه و اقبال انديشمندان در اعصار نزديک به عصر سيّد قرار گرفته است. البته راه نقد آراي وي هرگز مسدود نگرديده و بعضي از آراي وي به طور مشخص، همچون رأي وي در باب عالم ذرّ، مورد مناقشه و ايراد واقع شده است.

باز از مهّم‌ترين کارهاي علمي کلامي شريف مرتضي (ره) توجّه ويژه‌ي او به آن چيزي است که نگارنده بر آن نامِ "تئوري امامت" مي‌گذارد. در غالبِ آثار کلامي شيعي در بحث حسّاس و مهمّ امامت و خلافتِ نبوي به مسئله‌ي قويم "امام کيست؟" پرداخته شده است، ولي کمتر به مطلب مهّم‌تر از آن، يعني "امامت چيست؟" توجّه عميقي شده است؛ با آن‌که از نظر ترتّب و چينشِ منطقيِ مطالب، مطلبِ "امامت چيست؟" بر مطلبِ "امام کيست؟" پيشي و تقدّم دارد.

جنابِ سيّد مرتضي علم الهدي در آثار کلامي خود، به ويژه در کتابِ مهمّ الشافي به تحليل اين موضوع مهّم پرداخته و همان توجّه را، شاگرد برجسته‌اش شيخ الطائفه طوسي در تلخيص الشافي به اين موضوع مبذول داشته و در حقيقت در پاسخ به اين مطلب است که "تئوري امامت" شکل گرفته و در مکتبِ کلامي بعد از شريف مرتضي، در بوته‌ي نقد و بررسي قرار گرفته است.

در اين‌جا مناسب است اشاره نمايم که قديمي‌ترين سندِ شيعه‌ي اماميه در لزوم معرفتِ نسبت به اصل مسئله‌ي امامت و جايگاهِ رفيع آن در اعتقاداتِ اسلامي خطبه‌ي غرّاي حضرت سيدة نساء العالمين، فاطمه زهرا (س) در مسجد النبي (ص) در حضور جمع کثيري از مسلمانان و اصحاب پيغمبر خاتم (ص) است و شايسته است که اين خطبه از اين حيث مورد بررسي عميق علمي قرار گيرد.

تعرّض به يک مطلب مهّم نيز در اين مجالِ فراهم شده، ضروري به نظر مي‌رسد و آن اينکه اخيراً تحتِ عنوان پژوهشِ علمي ملاحظه مي‌شود که ميراثِ کلامي شيعه، به ويژه قُدَماي ايشان، همچون سيّد مرتضي و ...، به عنوان ميراثي معتزلي قلمداد مي‌شود و ناظر در اين پژوهش‌ها به چنين برداشتي مي‌رسد که ميراثِ کلامي شيعه، که امتداد رواياتِ وارده از امامان شيعه صلوات الله عليهم اجمعين در ابواب گوناگون معارف توحيدي است، هرگز هويّتي مستقل نداشته و گويا صرفاً حاشيه‌اي است بر کلام معتزلي! به نظر مي‌رسد که در اين سخن و تحليل ارائه شده که گاهي در آن شريف مرتضي را بهشمي دانسته و يا ادّعاهايي از اين قبيل دارند، يک مغالطه‌ي بزرگ مشهود است. اثرپذيري اهل تفکّر از ديگر متفکّران امري است شايع و شايد بتوان گفت که هيچ متفکّري نمي‌تواند خود را بي‌نياز از تحقيقات علمي پيش از خود و حتّي معاصران خود بداند. امّا ميزان تأثيرگذاري متفاوت است و با اصل تأثيرپذيري نمي‌توان به انکارِ هويت مستقل يک فکر پرداخت و يک متفکّر را به تمام و کمال وابسته به يک نحله‌ي فکري ديگر دانست. به طور مثال دانشمندِ شيعي، فقيه و متکلّمِ برجسته‌ي اواخر قرن هشتم و آغاز قرن نهم هجري، فاضل مقداد در شرح مشهور خود بر متن باب الحادي عشر علاّمه‌ي حلّي در غالبِ مواردي که سخن فلاسفه را مورد نقد قرار مي‌دهد، دقيقاً همان اشکالات واهيِ غزالي را در تهافت الفلاسفه طرح مي‌‌کند و به زعم خود سخن فلاسفه را ردّ مي‌نمايد! و اين پرواضح است که با وجودِ تبعيتِ فاضل مقداد از غزاليِ اشعري الاصول، نمي‌توان فاضل مقداد را شخصي با گرايش به غزالي و آراي بالجمله‌ي او معرّفي کرد، تا چه رسد که بخواهند او را اهل گرايش به تفکّر اشعري قلمداد کنند! به گمان نگارنده، طرح چنين دعاوي‌اي به عنوان پژوهش علمي، درباره‌ي شريف مرتضي، ناشي از غفلت از اين است که آراي سيّد را بايستي در کنار مجموعه‌اي از آراء و نظرياتِ وي ديد، آرايي که عناصر اصلي يک نظام فکري کلامي مُنسجم را پديد آورده است.

شريف مرتضي در اثر گران‌سنگِ خود، کتاب الأمالي، که مجموعه‌اي ذي‌قيمت در زمينه‌ي ادب، تاريخ، حديث و اعتقادات است، به مباحث تفسيري قرآن کريم نيز توجّه ويژه‌اي مبذول داشته و بسياري از آياتي را که مورد بحث قرار داده، حائز جنبه‌ي اعتقادي و کلامي است و بررسي تک تکِ آن‌ها درخور اثري مجزّا و علمي است و چه نيکوست هر دانشمندي که متعرّضِ مباحث تفسيري امالي شريف مرتضي مي‌شود، به مقدار اثرگذاري آن هم بر ديگر تفاسير شيعه، همچون التبيان شيخ طوسي و مجمع‌البيان طبرسي توجّه نمايد.

امّا در مسئله‌ي تدوين‌گر بودن شريف مرتضي در فروع دين و احکام شريعت، ابتداء بايد به نگرش‌هاي وي در علم اصول فقه توجه شود که تا نيمه‌ي دوم قرن هفتم هجري، کتاب الذريعه‌ي وي و نيز عدّة الاصول شاگردش شيخ طوسي، مهّم‌ترين آثارِ اصولي در ميان عالمان شيعه به شمار مي‌روند و ميان آن دو و کتابِ معارج الاصول محقّق حلّي (درگذشته به سال 676ق) به هيچ اثر چشم‌گيري بر نمي‌خوريم و آراي اصولي سيّد تا زمان صاحب معالم (درگذشته به سال 1011ق) نيز مورد توجّه بزرگان بوده است و حتّي بعضي از آراي اصولي وي، مثل عدم حجيّت اخبار آحاد در مسائل عام البلوي و مبتلا به، در روزگار ما نيز، طرفداراني پيدا کرده است.

شريف مرتضي با تفکّر اصولي نظام‌مند به سراغ فقه و علم شريعت رفته و مهم‌ترين اثري که از وي درين باب مي‌شناسيم، همانا کتاب الانتصار اوست و سيّد در آن کوشيده است تا استقلال شيعه‌ي اماميّه را در عرصه‌ي علم فقه نيز نمايان سازد و متفرّدات فقهي اماميه را واگو نمايد؛ و همين نگرش عميق وي، سبب شده تا شاگردِ برجسته‌ي او، شيخ الطائفه الطوسي، دو اثر فقهي گران‌سنگ خود را، يعني المبسوط و کتاب الخلاف را بنگارد. به هر حال، شريف مرتضي در عمرِ گران‌بار خود، تدوين‌گرِ برجسته‌اي از تفکّر شيعي امامي، در دو بخش اصول و فروع مذهب به شمار مي‌رود؛ ﴿و سلامٌ عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حياً﴾.)[3](



[1]. استاد فلسفه‌ي اسلامي و مطالعات شيعي، این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[2]. رسائلي از سيّد مرتضي(ره) همچون: اجوبة المسائل البادريات، اجوبة المسائل الجرجانية، اجوبة المسائل الحلبيات، اجوبة المسائل الخراسانية، اجوبة المسائل الديملية، اجوبة المسائل الرازيات، اجوبة المسائل الرسية (الاولی و الثانية)، اجوبة المسائل الرملية، اجوبة المسائل الطبرية، اجوبة المسائل الطرابلسيات (الاولی والثانية والثالثة)، اجوبة المسائل المصرية، اجوبة المسائل الموصليات (الاولی والثانية والثالثة)، اجوبة المسائل الميافارقيات، اجوبة المسائل النيليات و اجوبة المسائل الواسطيات، از جمله اين نوع پاسخ‌هاست.

[3]. سوره‌ي مائده، آيه‌ي 15.