کد مطلب : 5096
30 خرداد 1396 - 13:38
تعداد بازدید : 1440 بار
اخبار » مقالات

دوستی دربارۀ شرایط تلمذ محدّثین و مقدار تحمّل روایت از استاد به شکل اجازه سؤال کرد. به این معنی که اگر شخصی صرفاً از شیخ و استادِ حدیثی اجازه ای داشته باشد، و بر او قرائت، سماع.. نکرده باشد، می توان گفت که او شاگرد او بوده است؟

در جواب باید گفت که در این رابطه بین قدما و متأخرین باید تفصیل قائل شد. قدما اگر از کسی اجازۀ روایت می گرفتند به خاطر تحمّل مکتوبات معینی بوده است و یا روایات مشخصی در کتابی خاص را در اجازه قصد می کردند. در این صورت به طور مشخص بر علوم دانشور اضافه می شد؛ چرا که او حق داشت از این پس این مکتوبات و احادیث را از استاد خود روایت کند. بدون شک محدثین در آن عصور بدون اخذ اجازه حق نداشتند تا از منابع تحدیث کنند. چنانکه قطعا در این اخذ و عطا بین استاد و تلمیذ معرفت به تفصیل دانش و اهلیت تلمیذ مراعات می شده است.
به همین خاطر بود که قدما اجازۀ روایت به شکل نامه نگاری (مکاتبه) را نیز یکی از طرق تحمّل حدیث می دانستند. در این نوع از تحمّل حدیث اصلا نیازی به رؤیت و حضور استاد و تلمیذ نبوده است. مانند اجازه ای که مرحوم نجاشی از «احمد بن علی بن العباس بن نوح السيرافی» داشته است. نجاشی که از او در درموارد متعددی نقل می کند چنین تعبیر می کند: «وَهُوَ أُستَاذُنَا وَشَيخُنَا وَمَن استَفَدنَا مِنهُ» (فهرست نجاشی ص 86). این در حالی است که ابن نوح سیرافی در بصره می زیسته، و ظاهراً اجازۀ روایتی او به نجاشی به صورت مکاتبه ای از بصره ارسال شده بوده؛ نجاشی خود در تفصیل طرق کتب ثلاثینی حسین بن سعید اهوازی از این مکاتبه خبر می دهد: «فَمِنهَا مَا كَتَبَ إليَّ بِهِ أبو العباسِ أحمدُ بنُ عَليِّ بنِ نُوح السِّيرافِيّ رحمه الله، فِي جَوَابِ كِتَابِي إِلَيهِ» (فهرست نجاشی ص 59). عبارت پایانی نجاشی (فِي جَوَابِ كِتَابِي إِلَيهِ) نیز بیانگر فرق زیاد اجازات عادی زمان ما با اجازات مکاتبه ای قدما است.

و یا مانند تحدیث نجاشی از «ابو عبد الله الحسين بن علي بن سفيان البَزَوفَری» بالمکاتبه که در شعبان سال 352 هجری قمری برای نجاشی ارسال شده (همان). و یا تحمّل محمد بن مسعود عیاشی، میراث ابن ابی عمیر را به صورت مکاتبه ای که بین او و محمد بن أحمد بن شاذان از فضل بن شاذان از ابن ابی عمیر صورت پذیرفته (رجال كشی ج 2 ص 473 621 و 639 و 716)، و یا تحمل حمزة بن محمد بن احمد العلوی تمام میراث علی بن ابراهيم بن هاشم قمی را از خود وی در مکاتبه ای که در سال 307 بین آن دو اتفاق افتاده است (رجال نجاشی ص 48).
مثال جالب تر دو نوع اجازۀ نجاشی، برای تحمّل میراث متکلّم و فقیه امامی ابن ابی عقيل العمانی است. نجاشی یکبار برای تحمّل تمام میراث مکتوب او، از طریق احمد بن حسین غضائری و شیخ مفید که هر دو از ابی القاسم جعفر بن محمد اجازه داشته اند آثار او را روایت می کند، این در حالی است که خود جعفر بن محمد به صورت مکاتبه آثار ابن ابی عقیل را روایت می کرده. ولی همین نجاشی از همان اجازۀ مکاتبه ای استفاده کرده و بر استادش شیخ مفید کتاب «الكرّ والفرّ» ابن ابی عقیل را قرائت می کند (رجال نجاشی ص 48).

اما از اواخر قرن یازدهم به بعد به خاطر کثرت استنساخ کتب حدیثی و شهرت نسخه های این آثار ماهیت اجازات تغییر کرده و حداقل در قرن اخیر صرفا برای حفظ طرق و مشایخ و یا تبرّک از اجازات بهره برداری می شد، و هر فردی می توانست بدون اخذ اجازه، از کتابهای حدیثی استفاده کند و نیازی به اتصال سند ندارد. بنابر این نمی توان صرف اخذ اجازه از شیخ حدیثی را حمل بر تلمذ بر او کرد مگر تلمّذ تلمیذ نزد استاد و حضور در درس استاد ثابت گردد. و لذا به مجرد وجود اجازۀ حدیث از متأخرین نهایت امری را که می توان بر آن حمل کرد آن است که وی (شیخ اجازۀ روایت) نه (استاد) شخصی او است. مانند بیشتر اجازات مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، و در عصر ما که می توان بیشتر اجازات را به همین شکل دانست.
حسن موسوی بروجردی

کتابخانه مجلسی