کد مطلب : 6096
11 تیر 1397 - 12:40
تعداد بازدید : 443 بار
اخبار » مقالات

از انواع و اقسام بلایا و نامهربانی ها که بر میراث مخطوط مان آمده نهادن آن در تنور و پوشیدن روی آن با خس و خاشاک است. تصویر چند نسخه ارزشمند را در موبایل طلبه ای از اهالی خراسان جنوبی دیدم که می گفت آنها را از درون تنور قدیمی منزلشان از زیر خرواری از خاک بیرون کشیده و البته تعداد متنابعی از نسخه ها ی داخل تنور نابود شده و قابل استفاده نبود. یکی از آن تصاویر مربوط به نسخه ای از نهج البلاغه بود که به گمان من کتابت آن به اوائل سده هشتم هجری باز می گشت. نسخه ای بس گرانبها با خط نسخ مشکول .

چه بگویم اندر باب زخم هایی که بر پیکر نازنین حاملان اندیشه های فرهنگسازان بزرگی همچون ابن سیناو خواجه نصیر و علامه حلی و شریف رضی و شیخ مفید و شیخ طوسی و شیخ صدوق و دیگر اعضای کاروان پرشمار علم و فضیلت این سرزمین اند آمده است. می خواهم مرثیه ای بخوانم برای انواع و اقسام این نسخه های زخمی و مجروح . با من باشید تا برایتان بگویم از سرنوشت غمبار دوستان صمیمی و دانش افزایمان:

1. نسخه قبوری و گورستانی: نظیر این تعبیر را مرحوم استاد دانش پژوه برای مخطوطاتی بکار می برد که به دست وارثان نااهل اهل علم و یا دیگر افراد نادان در گورستانها به خاک سپرده می شد. خودم در دوران نوجوانی چند نسخه خطی را از دست خادم یک مسجد در شهرمان که قصد داشت نسخه های به زعم خودش بی مصرف را در قبرستان دفن نماید نجات دادم. پیش از این داستان به خاکسپاری سه گونی کتاب خطی را در یکی از روستاهای شمال هنگام تجدید بنای یک زیارتگاه نوشتم که پس از مدتی با زحمت توانستیم یکی از گونی ها را بیرون بکشیم ولی سوگمندانه رطوبت چنان در جان نسخه ها نفوذ کرده بود که به ناچار باید به جای اولش باز می گشت.

اگر به یاد داشته باشید داستان یک مدرسه علمیه را که از عصر قاجار به یادگار مانده بود بنایی زیبا و چشم نواز که به بهانه رطوبت کل آن را کوبیدند و در زمان جنگ ایران و عراق و با وجود کمبودها ساختمانی به سبک جدید بنا کردند و به فرموده متولی آن نسخه های مندرس و ورق ورق شده را لابد برای حفظ احترام و قداست اسمای روی برگها در پی و بنیان ساختمان به ودیعت نهادند.

2. نسخه های زیرخاکی: این اصطلاح دلالان طمع ورزیست که برای دریافت پول بیشتر بر سر نسخه ها می گذارند تا خریداران را نقره داغ کنند. وقتی نسخه ای را زیر خاکی بنامند دیگر کتابخانه ها را یارای معامله با آنها نیست و جز حسرت چاره ای نمی ماند و چه بسا سر از حراجی های لندن درمی آورد. معاذالله از این تجارت سرتاسر خسارت بار.

3. نسخه های مجروح از تیغ صحافی: هرگز نسخه را برای تعمیر به دست صحافان معمولی نسپارید که به نیت اصلاح ابرو می زنند چشم طرف را کور می کنند. چه بسیار حاشیه های مفید و رکابه ها و جدولهای تزئینی و بلاغ ها و نسخه بدلها بدست صحافان ناشی معدوم شده و با این کار از ارزش مادی و معنوی نسخه کاسته شده و گاهی مطالب مهم مندرج در هوامش نسخه نابود می شود. و ذلک خسرانا مبینا

4. نسخه های تنوری: که ذکرش گذشت. چه تاسف بار است این حکایت نادانی.

5. نسخه های سوخته و آتشی و هیزمی: چه نامردمانی بودند طاغیانی که به شهرهای بی دفاع حمله کرده و چشمهای مردم بیگناه را از حدقه در می آوردند و از شدت جهالت و حماقت برای نابودی فرهنگ و تمدن یک سرزمین کتابخانه ها را آتش می زدند و از نسخه های نفیس به عنوان هیزم استفاده می کردند. این دشمنی های کور در عصر ما هم اتفاق افتاده. دوستان عراقی به یاد دارند سربازان دیکتاتور سفاک عراق نسخه های خطی عتبات عالیات را برای طبخ چای استفاده می کردند. چه جانسوز است این فجایع که بر گنجینه های مخطوطات مان رفته و می رود. خبرهایی می رسد حاکی از اهتمام خائنانه وهابیت در خرید مخطوطات امامیه برای به آتش کشیدن و نابود کردن.  یریدون لیطفئوا نورالله بافوائهم والله متم نوره ولو کره الکافرون.

6. نسخه های نهری و رودخانه ای: گاهی افراد جاهل و ناآشنا با اهمیت کتاب آنرا به دید یک شیء کثیف و جاگیر و مزاحم نگاه کرده و برای حفظ احترام مخطوطات قرآن و دعا و غیر آن انداختن آنها در رودخانه را چاره کار می پنداشتند. و این کار نابخردانه  بارها در طول تاریخ و حتی در زمان خودمان بسیاری ار نفایس مان را به ورطه نابودی کشانده است. دزباره گنجینه بسیار نفیس تاجر بغدادی  عاشق نسخه از قول مرحوم محقق طباطبایی گفتم : وقتی پس از مرگش به سراغ نسخه هایی که او با صرف هزینه هنگفت گردآورده بود رفتیم ورثه نادان گفتند: این کتابهای کثیف را در دجله ریختیم. ای دجله حکایت کن از گنج هایی که  به گرداب درون خود فرو بردی. از حمله ناجوانمردانه قومی سخن بگو که به کشت و کشتار مردم بی دفاع اکتفا نکرده و کتابخانه ها را هم بی نصیب نگذاشته و ویران کردند و نسخه ها در تو افکندند. نسخه ای کهن در کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی ره موجود است که در ظهر برگ عنوانش یادداشتی به چشم می خورد بدین مضمون: این نسخه را در حمله مغول به دجله انداختند و من از کنار نهر آنرا بیرون کشیدم و خشک و اصلاحش کردم.

7. نسخه های بارانی و رطوبت خورده و گل آلود: رطوبت یکی از آسیبهای جدی و فراگیری است که بر اثر بی مبالاتی مالکان  دامنگیر نسخه های خطی می شود . گاهی شدت رطو بت به قدری است که نوشته ها را سیاه و ناخوانا نموده  و بخشی  یا تمام نسخه را مستهلک کرده است. اگر نسخه در جایی مرطوبی باشد به خصوص در مناطق مرطوب همچون شمال ایران و هند در معرض آسیب است و باید با امکانات لازم در حفظ نسخه کوشش نمود. گاهی نسخه در جایی قرار می گیرد که از باد و باران و نور خورشید در امان نیست . در این صورت گنجی به برگهای مچاله شده و رنگ پریده بدل می شود که لا یسمن و لایغنی من الجوع. حکایت نسخه هایی که در ویرانه ها رها شده و به مرور زمان به گل و لای آغشته شده اند را از زبان علامه حسن زاده آملی نقل کردم فراجع.

8. نسخه های درون چاهی: در ادامه بحث نسخه های مجروح و مهجور یکی از دوستان متن زیر را فرستاده:

9. نسخه هایی که موریانه می خورد: انواعی از حشرات موزی هستند که قاتل کتاب و نسخه های خطی اند. از جمله موریانه که از مهمترین و شایعترین آفتهایی است که به نسخه آسیب می زند. این حشرات حتی میل به خوردن قفسه های چوبی کتابها را دارند و باید با استفاده از سموم مختص دفع حشرات از نسخه ها حفاظت نمود.

10. نسخه هایی که موش می خورد: بارها اثر تیزی دندان موشها را بر پیکر پیر و خسته نسخه های خطی مشاهده کردم.

11. نسخه هایی که گاو می خورد: این یکی دیگر نوبر است. بلای عجیبی که در هندوستان بر سر نسخه ها رفته و می رود. باورش سخت است در این دوران وفور امکانات و لوازم نگهداری اصولی از کتابهای نفیس چگونه راضی می شوند این گنجینه های دانش و فرهنگ خوراک گاو شود و ملعبه دست میمونهای هند قرار گیرد؟

12. نسخه های کفتری یا بفرمایید نسخه های بامی: نسخه هایی که برای رهایی از شرشان در  پشت بامهای قدیمی می افکندند در کنار لانه کبوترها و فضله کبوتر سر و روی نسخه ها را آلوده می کرد و خودم چنین نسخه ها را دیدم که به قدری آلوده بودند که انسان رغبت نمی کرد به آنها دست بزند.

13. نسخه های انباری: یکی از محل های مناسب برای نگهداری نسخه های خطی مظلوم را انباری ها و سردابهای نمور و تاریک می دانستند تا برای مدتها روی نامطلوبشان را نبینند. نمونه ای نسخه هایی که در انباریها پوسیده بسیار است. دوستی می گفت: وارد منزل یک نسخه باز و عتیقه باز شدم و از مخطوطاتش پرسیدم. در پاسخ گفت: در انباری زیر زمین می توانی بروی ببینی. وقتی رفتم با صحنه دلخراشی مواجه شدم. دیدم نسخه های رحلی را روپوش خمره های بزرگ سرکه نموده و بر روی شان هم جسمهای سنگین قرار داده تا هوا درون خمره نفوذ نکند. سرکه درون خمره ها پس از گذشت سالها تبدیل به لجن شده و بر اثر بخار آن نسخه ها بخار پز شدند.

14. نسخه های کارتونی: بعضی ها عاشق کتاب خریدن و نسخه خریدن هستند تا آنها را در کارتونها بچینند و سالها محبوسشان نمایند. نه خود از آن بهره می برند چون دانش و عشق بهره وری از آنها را ندارند و نه می گذارند اهل علم و محققی از آن مطلع شود چه رسد که مورد استفاده اش قرار گیرد. کمثل الحمار یحمل اسفارا.

15. نسخه های پنیر پیچ: حتما شنیده اید بزرگانی همچون مرحوم استاد همایی و مرحوم استاد روضاتی هنگام خرید پنیر از بقال محل شان یا گوشت از قصابی محل دیدند پنیر و گوشت را لای کاغذهایی پیچیدند که برگهایی از نسخ  کهن و بسیار نفیس بوده و با همت این دو استاد بزرگ از دست بقال و قصاب غافل نجات پیدا کرده و حتی با تحقیق و تصحیح آنها به چاپ رسیده.

16.نسخه های کفتری یا بفرمایید نسخه های بامی: نسخه هایی که برای رهایی از شرشان در  پشت بامهای قدیمی می افکندند در کنار لانه کبوترها و فضله کبوتر سر و روی نسخه ها را آلوده می کرد و خودم چنین نسخه ها را دیدم که به قدری آلوده بودند که انسان رغبت نمی کرد به آنها دست بزند.

 

17. نسخه های انباری: یکی از محل های مناسب برای نگهداری نسخه های خطی مظلوم را انباری ها و سردابهای نمور و تاریک می دانستند تا برای مدتها روی نامطلوبشان را نبینند. نمونهای نسخه هایی که در انباریها پوسیده بسیار است . دوستی می گفت : وارد منزل یک نسخه باز و عتیقه باز شدم و از مخطوطاتش پرسیدم. در پاسخ گفت : در انباری زیر زمین می توانی بروی ببینی. وقتی رفتم با صحنه دلخراشی مواجه شدم . دیدم نسخه های رحلی را روپوش خمره های بزرگ سرکه نموده و بر روی شان هم جسمهای سنگین قرار داده تا هوا درون خمره نفوذ نکند. سرکه درون خمره ها پس از گذشت سالها تبدیل به لجن شده و بر اثر بخار آن نسخه ها بخار پز شدند.

 

18. نسخه های کارتونی: بعضی ها عاشق کتاب خریدن و نسخه خریدن هستند تا آنها را در کارتونها بچینند و سالها محبو سشان نمایند . نه خود از آن بهره می برند چو ن دانش و عشق بهره وری از آنها را ندارند و نه می گذارند اهل علم و محققی از آن مطلع شود چه رسد که مورد استفاده اش قرار گیرد. کمثل الحمار یحمل اسفارا.

 

19. نسخه های پنیر پیچ: حتما شنیده اید بزرگانی همچون مرحوم استاد همایی و مرحوم استاد روضاتی هنگام خرید پنیر از بقال محل شان یا گوشت از قصابی محل دیدند پنیر و گوشت را لای کاغذهایی پیچیدند که برگهایی از نسخ  کهن و بسیار نفیس بوده و با همت این دو استاد بزرگ از دست بقال و قصاب غافل نجات پیدا کرده و حتی با تحقیق و تصحیح آنها به چاپ رسیده.

 

20. نسخه به نرخ پیاز: کتابی نوشتم بصد عز و ناز/ بوقت جوانی بعمردراز/ مبادا که افتد به بی دولتی/ کتابم فروشد به نرخ پیاز. و در روایتی دیگر به این شکل آمده: کتابی نوشتم بصد عز و ناز/ بوقت جوانی و عمر دراز/ من از مرگ ترسم که آید فراز / کتابم فروشند به نرخ پیاز.

 

21. نسخه بد وارث و بی وارث: درباره انواع آفت هایی که بدست وارثان علما و مالکان مخطوطات به نسخه های خطی وارد می شود پیش از مطالبی نوشتم . گرچه عبید زاکانی پسر ملا را کتاب ارزان فروش معنا می کند ولی در زمان ما بعضی وراث از آن طرف بام افتاده و برای فروش مکتبه پدر قیمت خون او را طلب می کنند و زحمات او و هزینه و عمری که در راه عشقش در جمع و حفظ  و بهره وری از کتابها تحمل نموده را با عیار درهم و دینار می سنجند.

 

22. نسخه های اسیر: کتابخانه ای در قزوین سراغ دارم که مملو از نسخه های بسیار نفیس هست و دهها سال  درب آن مقفول مانده به دلیل اختلاف و دعوای وراث.  از کرمانشاه خبر می رسد کتابخانه نفیس یکی از علمای معاصر پس از فوتش باز نمی شود مگر با حضور دستجمعی همه وراث و سپس بسته می شود تا دیدار دیگر و هلم جرا. چرا مالکان این مکتبه ها که نوعا اهل علم و فرهنگ دوستند در زمان حیاتشان فکری به حال بعد از خود نمی کنند و تکلیف کتابخانه را روشن نمی کنند تا هم یاد خیری از آنان باقی بماند و هم کمکی به ترویج علم کرده باشند و نیاز محققی برطرف شود. سپردن کتابهای کتابخانه های خصوصی به کتابخانه های بزرگ و اختصاص غرفه ای برای نگهداری کتابهای هر یک از شخصیت ها در مراکز مذکور روش مناسبی برای حفظ و بهره وری از آنهاست.

و از نسخه های اسیر 3000 نسخه خطی نفیس در دست یکی از آقازاده های مشهورست . همین قدر بگویم وقتی کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی ره کهن ترین نسخه نهج البلاغه مورخه 469ق را  به صورت عکسی منتشر کرد آن بزرگوار لبخندی زد و فرمود : نسخه کهن تر از آن پیش ماست. و نیز 3000 نسخه مصادره ای که نزدیک به سی سال در دست یکی از شخصیتها بوده و در زمان حیات و مماتش کسی توفیق رؤیت و استفاده از آنها را پیدا نکرد جز چند نسخه که هر از گاه از درون بیت سرقت می شد و به ثمن بخس به فروش می رفت. اللهم فک کل اسیر.

 از نسخه هایی که با آن پنیر و سبزی و گوشت و قند و امثال آن میپیچند گفتم دوستمان آقای علی اکبر صفری رباعی شیخ بهایی را یادآوری نمود: دیدی که بهایی چو غم از سر وا کرد/ از مدرسه رفت و دیر را ماوا کرد/ مجموع کتابهای علم درسی/ از هم بدرید و کاغذ حلوا کرد.

 

23. نسخه های دیواری: نسخه هایی را از ترس اینکه بدست دشمن بیفتد و نابودش کنند در لای دیوار به ودیعت می نهادند به امید زمانی که خطر برطرف شود و دیوار را بشکافند و نسخه را برای استفاده از دیوار بیرون بکشند. نمونه بارز   آن نسخه های نفیسی است که هنگام شکافتن یکی از دیوارهای قدیمی حرم رضوی علیه السلام بدست آمد از جمله کهن ترین نسخه صحیفه سجادیه به روایت کرامیه که از جهات مختلف دارای اهمیت است. همچنین پس از شورش  کمونیستها در شوروی سابق مردم مناطق مسلمان نشین شوروی کتابهای مذهبی را از ترس کمونیستهای لامذهب و فرهنگ ستیز در لای دیوارها پنهان می کردند و پس از فروپاشی آنها برخی از نسخه ها بازیابی شد.

 

24. نسخه های ممنوعه و مغضوب: بدیهی است که هر نسخه ای را نمی توان در دسترس عموم مردم قرار داد به جهت بدآموزیها و سوء استفاده های احتمالی . به عنوان مثال نسخه های مربوط به نحله های منحرف دست ساخته استعمار برای کسانی که قصد ترویج اینگونه اباطیل را دارند و برخی نسخه های خاص برای مراجعان خاص با عرض معذرت اگر امردی بخواهد نسخه های مربوط به شاهدبازی در اختیارش قرار گیرد . اجابت درخواست او اعانه بر اثم خواهد بود گرچه فی زماننا هذا فضای مجازی ... مرادم از نسخه های ممنوعه و مغضوب نسخه هایی است که بر اثر تعصبات و حب و بغض های غیر اصولی از دسترس اهل تحقیق خارج می شوند و  چه بسا به کلی از صحنه وجود محو می گردند. بالاخره کسی باید هشدارهای لازم را در این زمینه بیان کند. چه بسیار نسخه های شیعی که در کتابخانه های کشورهایی مانند عربستان سعودی از چرخه سرویس دهی خارج شده و اساسا فهرست نمی شوند تا کسی آگاهی به وجود آنها پیدا نکند چه رسد به دسترسی بدانها. در حالی که فهرستهای ما پر از آثار علمی اهل سنت است و با سهولت در دسترس هر مراجعه کننده ای قرار می گیرد .در این اواخر خبر می رسد برخی کتابخانه های بزرگ عربستان فقط کتابهای مربوط به علوم قرآن و حدیث را اثر علمی محسوب می کنند و فلسفه و کلام و تاریخ و ادبیات و شعر و... را جزو دانشهای مفید نمی دانند . متاسفانه روحیه دانش ستیزی در برخی مناطق دیگر نیز شایع بوده و ترکش آن بیشتر به نسخه های فلسفی می خورده که حتما نمونه هایی از آن را شنیده اید و به خاطر دارید.

 

25. نسخه اسیدی: این هم بلای دلخراشی است که اگر بر سر نسخه ای بیاید آنرا از دسترس اهل تحقیق دور می نماید و کتابخانه های بزرگ برای حفظ نسخه و جلوگیری از همپاشیدگی معذور از سرویس دهی هستند. به کارگیری ورق های نامرغوب به خصوص کاغذهای هندی در نسخه سازی به مرور موجب شکنندگی کاغذ می شود به طوری که با اشاره ای تبدیل به پودر می شود و ذرات آن در زمین و هوا پخش می گردد. اخیرا نسخه ای اسیدی به کتابخانه ای اهداء شد که به دلیل شدت آسیب وارده و هزینه بالای مرمت آن نسخه  به اهداء کننده برگشت داده شد. بخشی از کتابهای چاپ سنگی به خصوص چاپهای هند به این مرض مبتلا می شوند . در برخی مراکز نسخه های اسیدی را با احتیاط وکیوم نموده سپس اسکن کرده و تصویر نسخه را در اختیار محققان می نهند. به خاطر دارم مرحوم استاد عبدالحسین حائری نسخه ای از قرن هفتم هجری را که بسیار پاکیزه و بدون هرگونه آفتی بود نشان می داد و می فرمود: اینکه برخی فکر می کنند هر چه نسخه کهنه تر باشد آفت بیشتری دارد قاعده ای کلی نیست . چون قدما از کاغذهای گران قیمت و مرغوبی هچون کاغذ خانبالغ و کاغذ سمرقندی  استفاده می کردند که ماندگاری شان یکی از امتیازات شان محسوب می شود.

 

26. نسخه های حفره ای: مخطوطاتی یافت می شوند که بر اثر آسیب دیدگی از موریانه و یا آفت های دیگر سوراخی به شکلی شبیه به دایره یا مربع به اندازه های مختلف در میان یا اطراف برگها ایجاد شده و عبارات مندرج در آن شکل در  بخشی یا تمامی برگهای نسخه به باد فنا رفته است . این ضایعه به خصوص در نسخه های منحصر بفرد غیر قابل جبران است.

 

27. نسخه های پسماند: فرآوری پسمانده ها در نسخه های خطی هم رایج بوده و هست.  در گذشته به جهت کمبود و گرانی کاغذ کاتبان و مؤلفان دست به شست و شوی کتابهای به زعم خودشان تاریخ مصرف گذشته و تکراری می زدند و پس از محو نوشته ها و خشک کردن برگها از آن برای نگارش کتاب جدید استفاده می کردند.گاهی برگهایی را برای استحکام جلد نسخه در لای جلد می گذاشتند و اخیرا چند رساله نفیس از لایه برخی نسخه ها بدست آمده . استاد افشار یکی از این رساله ها را در مجله میراث شهاب شماره پیاپی33 به عنوان اهمیت اوراق لای جلدهای پیشینه معرفی کرده است.

 ابوالفضل حافظیان بابلی

کانال تلگرامی ترنج