کد مطلب : 7137
10 تیر 1399 - 13:34
تعداد بازدید : 15 بار
اخبار » مقالات

«تحصیل» مجلّه‌ای علمی- تحقیقی است که از از سویِ ادارة معارفِ اسلامی در شهرِ کراچی، پاکستان مقالاتی به دو زبانِ اردو و انگلیسی با محوریّتِ تراث‌پژوهی منتشر می‌شود. در شمارة 4، ژانویه-ژوئن 2019 مقاله ای از دکتر عارف نوشاهی درباره زنده یاد آقای نذر صابری – نسخه شناس پاکستانی- به زبانِ اردو منتشر شده است:

نوزده ساله بودم و در خانه فرهنگ ایران در راوَل پَندی پاکستان فارسی می آموختم. استادمان یک ایرانی -خانم اقدس رضوانی - بود و من چون درس را خوب یاد می گرفتم، شاگردِ سوگلی اش بودم. خانم رضوانی وقتی این قدر شوق یادگیریِ فارسی را در من دید، به شوهرش – کتابدار کتاب خانه گنج در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان – یعنی دکتر محمدحسین تسبیحی در کرد. دکتر تسبیحی مرا با خودش به کتابخانه گنج بخش بُرد و معاونش قرار داد و از آن موقع جاده سفرِ فارسی من شروع شد که هنوز ناتمام است.

کتابخانه مرکز تحقیقات در سالِ 1974 در ساختمان کرایه ای در خیابان میو بود که اکنون به خیابان راشد مِنهاس شهید نامیده شده است. ساختمان هنوز هم است، اما مرکز تحقیقات در سال 1976 به اسلام آباد منتقل شد و تاکنون 7 بار تغییر مکان  داده است! با رفتن در کتاب خانه گنج بخش، با دانشمندان، نویسندگان، خطاطان، ادیبان و شاعران ایرانی و خارجی دیدار می کردم.

در روزنامچه ام «آیینه ایام» 19 فوریه 1975 در کتاب خانه گنج بخش شخصی وارد شد که بعدها چنان دوستی با وی استوار شد که تا پایان حیاتش – و حتی هم اکنون- ادامه دارد: مرحوم آقای نذر صابری (1923- 2013).

 

 

غلام محمّد معروف به نذر صابری در آخرین نقطه مرزِ شمالِ ایالتِ پاکستان، محل تلاقی رودخانه هایِ کابل و سِند – یعنی شهر اَتَک- زندگی می کرد. اجدادش از جالَندر (هندوستان) هستند،پدرش برای کاری به مُلتان آمد و مقیم شد. نذر صابری در مُلتان به دنیا آمد. سپس پدرش به هندوستان برگشت. در تقسیم هندوستان در سال 1947 از هندوستان به پاکستان آمدند و در شهر اَتَک ساکن شدند. وقتی من او را دیدم کتابدارِ کالجِ دولتیِ پوست گریجویت (Government Post Graduate College) بود. او با اینکه 32 سال از من بزرگتر بود، به خاطر سیادت به من احترام می گذاشت. پدر بزرگِ آقای نذر صابری، مریدِ سلسله ما یعنی سلسله نوشاهیه بود.

 یک بار بدون اطلاع در 21 ژوییه 1992 به اَتَک به دیدنِ او رفتم. برای تعطیلاتِ تابستانی از ایران به پاکستان آمده بودم. در ایران درباره «رساله غایة الامکان» (تالیف: تاج الدین اُشنوی) منابع تازه ای پیدا کرده بودم. نذر صابری دراین باره کار کرده بود و من می خواستم آن منابع را ببینم.

سالِ 1989 مقاله ای می نوشتم درباره کاتب و نسخه نویس اهلِ اَتَک، از دوره عالَمگیر شاه به نام نصرالله بن عبدالسلام بیروی [به اردو: بهیروی] (1076 یا 1077 هجری/ 1665 یا 1666). مشخصاتِ مقاله: «نصر الله بن عبدالسلام بهیروی (عالمگیری عہد کے ایک لغت شناس کاتب کے مخطوطات کا تعارف»، مجله تحقیق، اورینتل کالج، دانشگاه پَنجاب، لاهور، پاکستان، سالِ 1989، جلد 10، شماره 1 – 4، صفحات: 31 تا 36.

آقای نذر صابری گویا این مقاله را ندیده بود. در سالِ 1998 نذر صابری «المراة فی شرح اسماء المشکوة» را چاپ کرد که نویسنده آن: نصرالله بن عبدالسلام اَتَکی بود از همان دور عالَمگیر شاه. من نظرم این بود که این همان نسخه نویس و کاتب است، امّا نذر صابری شدید مخالفت می کرد. تا مدت ها این جنگِ ما در نامه جاری بود و شکررنجی ایجاد شد. او بزرگ منشی نموده با نوشتن «بیا که ما سپر انداختیم، گر جنگ» قضیه را تمام کرد.

 

 

در 17 فوریه 2011 نامه ای از او دریافت کردم. وی درباره کتابِ فارسی «منهج الرشاد لنفع العباد» از عارفی از خراسان – شیخ شیخ زین الدین ابوبکر محمد خوافی هروی سهروردی (757- 838 هجری)- کار می کرد و مرتب با من در تماس بود. اساسِ نسخه وی نسخه مَکد بود. من برایِ آقای نذر صابری  «منهج الرشاد» به تصحیح نجیب مایل هروی را تهیه کردم (در کتابِ «این برگ های پیر»، تهران، سالِ چاپ: 2004). عکسِ نسخه خطّیِ استانبول «منهج الرشاد» را هم برایش فرستادم. آقای نذر صابری «منهج الرشاد» را تصحیح کرد، تایپ شده اش را برایم فرستاد. من آن را خواندم، ویرایش نمودم، چند پیشنهاد هم دادم که رسم الخطِ فارسیِ معاصر را به کار ببرد و نون غنه، واو و یایِ مجهول را استفاده نکند چون در فارسی امروزی به کار برده نمی شود. آقای نذر صابری از هم خواست که مقدمه ای بر آن بنویسم. من گفتم که بهتر است که این کار را به دکتر معین نظامی بسپارد. ایشان در نامه ای نوشت که مقدمه را خودِ شما بنویس. من با دکتر معین نظامی آشنایی ندارم. اگر مناسب می دانید در پشتِ جلد تقریظی به قلمِ ایشان باشد. بعد به نوعی ما به اتفاق رسیدیم، اما بعدش از آقای صابری هیچ خبری نشد. تا یک روز  متوجه شدم که «منهج الرشاد لنفع العباد» چاپ شده است: تصحیح: نذر صابری، ناشر: مجلس نوادراتِ علمیه، اَتَک، 2012.

 نمی دانم چرا برای من نفرستاده بود. بالاخره از یکی از دوستانِ صمیمیِ صابری- دکتر ارشد محمود ناشاد- خواستم که کتاب را برایم فرستاد. وقتی دیدم، خیلی ناراحت شدم. صابری از سالِ 1968 آرزویش چاپِ منقحی از این کتاب بود، همگی برباد رفته بود. نه دیباچه  من، نه تقریظِ معین نظامی، نه پیشنهاداتِ من، از هیچ کدام خبری نبود. نمایه نداشت، اختلاف نسخه ها نوشته نشده بود. در صورتی که خودِ صابری، نسخه خطّی همدرد را از کراچی گرفته بود. آقای نذر صابری الان درگذشته است و من نمی خواهم روحش آزاری ببیند. کاش فقط چاپِ عکسی نسخه مَکد را چاپ می کرد. نسخه مهمی که در زندگیِ خودِ مولف در سالِ 838 هجری در وطنِ مولف در هرات کتابت شده بود و در بین نسخه هایِ خطّی کشف شده، اقدم الکتابت است.

 

در شهرِ اَتَک، روستایِ دور افتاده ای به نام مَکد است که یکی از صوفیان چشتیه – مولانا محمد علی مَکدی (1164-1253 هجری- 1750-1837) و اخلافِ وی نسخه های خطّی گردآوری می کردند. آقای نذر صابری در سالِ 1966 آنجا رفت، نسخه هایِ خطّی را فهرست نویسی کرد که هنوز در همان روستایِ مَکد است. بعد «مختصر فهرست مخطوطات فارسی کتب خانه مولانا محمد علی مَکدی» را چاپ کرد: مجلس نوادراتِ علمیه، اَتک، پاکستان، 1973. در همان جا بود که آقای نذر صابری «منهج الرشاد لنفع العباد» را یافت و در حال چاپش بود که نجیب مایل هروی از مشهد از رویِ نسخه دیگری تصحیح و چاپ کرد.

 

 

آقای نذر صابری یک بار در روزنامه ای در پاکستان خواند که در ایران قرآنی چاپ شده است که در آن هم اعراب تغییر داده شده است و هم تحریف معنوی صورت گرفته است. از آن زمان به بعد، وی قسم خورد که هرگز مجله «دانش» (مرکز تحقیقاتِ فارسی ایران و پاکستان) را دریافت نخواهد کرد، هرگز پایش را به اداره ای ایرانی نخواهد گذاشت و به من هم به جایِ آدرس کتابخانه گنج بخش (که در مرکز تحقیقات بود) به آدرسِ منزلم نامه خواهد فرستاد. البته بعداً ثابت شد که خبر چاپ شده اشتباه بوده است و در ایران چنین قرآنی چاپ نشده است، امّا آقای نذر صابری تصمیمش را عوض نکرد.

درباره آقای نذر صابری کتابی به اردو نوشته شده است: «نذر صابری شخصیت اور فن»، نویسنده: صاحب زاده ابوالحسن واحد رضوی، ملک امیر خان پَبلی  کِیشنز، اَتک، پاکستان، سالِ چاپ: 2011.

 

 

خزانه ای از نامه های آقای نذر صابری را نگهداشته ام که مالامال از موضوعاتی درباره: نسخه شناسی؛ تصحیحِ نسخه خطّی؛ کتابهایی که او تصحیح می کرد؛ درباره مولفان کتاب ها و مسائلی از این قبیل. دکتر عبدالعزیز ساحر در حال گردآوری و تدوین نامه های آقای نذر صابری است و جلد اول، قرعه اش به نام افتاده است. من کپیِ تمامِ نامه هایِ آقای صابری را به او داده ام که دکتر ساحر با حواشی و تعلیقاتِ خوب کار کرده است و امیدوارم به زودی چاپ شود. از اولین نامه او (که پیدا کرده ام) به تاریخ 12 اکتوبر 1975 یعنی زمانی که منطقه «اَتک» را «کیمبل پور» می گفتند تا آخرین نامه اش به تاریخ 7 مارس 2012. حتّی زمانی که در ایران بودم (سال هایِ 1989 تا 1993) آقای نذر صابری به من نامه می نوشت. در اینجا دو نامه از ایشان آورده می شود:

 

نامه آقای نذر صابری:

«شما درباره نجیب مایل هروی نوشته اید که او شعرهایِ فارسیِ اُشنوی را کشف کرده است. در کتابِ «تاریخ نظم و نثر در ایران» (از: سعید نفیسی)، صفحه 750، کتابی از اُشنوی نام برده شده است به نامِ «تاج نامه». امّا این جمله را درست متوجه نشدم. لطفاً شما هم نگاهی بیندازید. آیا «تاج نامه» به نظم است یا نثر؟ اگر به نظم است، شاید دامِ تحقیقِ آقای نجیب به همین جا گسترده شده است. کامل تحقیق کنید. همان طور که خواهش کرده بودم آقای نجیب، نسخه خطّی را فتوکپی کرده برایم فرستادند. این نسخه مطابق «الذریعة الی تصانیف الشیعة»، تاریخ کتابش محرم 700 هجری است. شماره اش 906 است. فقط این سوال مانده است که آیا ترقیمه دارد؟ یا عبارتی دارد که درباره کتاب یا مولف اطلاعاتی بدست آید؟ شماره 905 را نمی خواهم. اگر عکسی از یکی دو عبارت از همان نسخه بدست آید، کافی است. این عبارت ها گیج کننده است:

-       این مجموعه را غایة الامکان فی درایة الزمان (پیش از بیانِ توحید)

-       بر دستِ ساقیِ ازل از زلالِ جمالِ او شربتی بفرست (فصل فی بیان مکان)

-       نیشاپور نزدیک است و بغداد دور (فصل فی بیان مکان)

در ترجمه «عوارف المعارف»، پنج پرسش و پاسخِ اُشنوی به عربی بود. یکی از مریدانِ شیخ عبدالسلام کاموی آن را به فارسی ترجمه کرده بود که هنوز هم موجود است. همان مرید «عوارف المعارف» را هم به فارسی ترجمه کرده است (فهرست رضوی، جلد 4، ص 44) این عبدالسلام کاموی کیست؟ مریدش (مترجمِ عوارف) کیست؟ در «شد الازار» از فاضل ظهیرالدین عبدالرحمان بن علی بن بزعش آمده است. وی در 716 هجری درگذشت. او «عوارف المعارف» را به فارسی ترجمه کرده بود. در همین کتاب، شیخ صدرالدین جنید بن فضل الل بن عبدالرحمان آمده است که در 791 هجری درگذشت. او کتابی به نامِ ذیل «المعارف فی ترجمه العوارف» نوشته است. خدا کند که ترجمه ای که شما رویش کار می کنید، یکی از اینها باشد. چند سال پیش ناشرِ فاضلی در هرات تحقیقاتِ خواجه پارسا را منتشر کرد. چاپخانه ای در دهلی هم آن را چاپ کرد. استاد خلیل الله خلیلی حتماً دراین باره آگاه است. راستی از او درباره تاریخِ هرات هم بپرسید».

 

نامه بعدیِ آقای نذر صابری در همین موضوع:

«عینِ جمله مرحوم سعید نفیسی را می  آورم:

آثاری از او مانده از آن جمله کتابِ غایة الامکان فی درایة الزمان در مزاراتِ هرات و تاج نامه در تصوف و شعر نیز می سروده است (تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری، ص 750)

در نامه پیش نوشته بودم که جمله ای را متوجه نمی شوم. این جمله بود: در مزاراتِ دهلی. این جمله چه ارتباطی با متن دارد؟ اگر نبود آیا مشکلی پیش می آمد؟ معلوم می شود که مرحوم سعیدی درباره موضوع و مطالب این کتاب اطلاعی نداشته است. در حالی که خودِ عنوان فریاد می زند که درباره مسئله زمان و مکان است. آن وقت مرحوم نفیسی می نویسد که درباره مزاراتِ هرات است... از طرفی حیرانم که شما وکیلِ سعید نفیسی شده اید؟».

 

آقای نذر صابری، «غایة الامکان فی معرفة الزمان و المکان» (تالیف: تاج الدین محمود اُشنوی) را تصحیح و چاپ کرده بود و ثابت کرد که انتساب این کتاب به عین القضات همدانی اشتباه است. حقِ اولویت در این تحقیق با اوست و دکتر نذیر احمد (استاد فارسی دانشگاه اسلامی علیگر) و آقای نجیب مایل هروی هم این مطلب را تایید کرده اند که آقای نذر صابری پیش از همه این انتساب را رد کرد. آقای نذر صابری سال های سال بود که به دنبالِ کتاب هایِ مولفی به نامِ شمس الدین ابوثابت محمد بن عبدالملک دیلمی (درباره موضوع زمان و مکان) بود و نامه های بسیاری دراین باره به من می نوشت. بالاخره من برخی از رساله های دیلمی را از تهران برایش تهیه کردم.

(در ادامه مقاله دکتر عارف نوشاهی سال شمارِ آثار آقای نذر صابری آمده است. لطفاً  اصلِ مقاله را مطالعه بفرمایید).

 

ترجمه و خلاصه از مقاله به زبان اردو با عنوانِ: «نذر صابری: اسلاف کے کاروانِ تحقیق سے بچھڑے ہوئے ایک محقق اور ادیب»، مقاله نویس: عارف نوشاهی، مجله «تحصیل»، شماره 4، ژانویه- ژوئن 2019، اداره معارف اسلامی، کراچی، پاکستان، صفحات: 47-63.

 

خلاصه و ترجمه: لیلا عبدی خجسته

این مقاله را از اینجا دانلود کنید:

http://tehseel.com/ا

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

23 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
128
1499
1627
17824
16398753