کد مطلب : 7156
22 تیر 1399 - 08:15
تعداد بازدید : 33 بار
اخبار » مقالات

فصلنامه «ادبیات» از «آکادمی ادبیات پاکستان» در شهر اسلام   آباد پاکستان به زبان اردو منتشر می شود. شماره 114-115، اکتبر 2017 تا مارس 2018 «ویژه نامه دکتر نبی بخش خان بلوچ (1917-2011» است. در این ویژه نامه  گزیده ای از مقاله هایِ دکتر نبی بخش منتشر شده است که یکی از آنها مقاله ای است که ایشان سال ها پیش درباره کتاب خانه هایِ ویران شده و نسخه هایِ خطّی سرزمین سِند (پاکستان کنونی) نوشته بود.

 

سیاحانی که به سرزمینِ سِند سفر کرده بودند از رواج تعلیم سخن ها گفته اند. همیلتون (1723-1700) به سرزمین سِند آمده بود و شهر تَتّا را دیده بود. او نوشته است که در این شهر 400 کالج (مدرسه) است. پس از دوره مغول، در دوره حاکمِ سِند – میان نور محمد عباسی (کلهورا)- البته به دلیلی قتل عام وحشیانه مخدوم های کوهرا (در سالِ 1145 هجری) رواج مدارس کمتر شد. امّا وقتی میان غلام شاه حکومت را به دست گرفت دوباره اعتدال و اعتماد برپا شد. وزیر اعظمِ او ، میر بهرام خان تالپور بود، مفتیِ اعظمِ او، مخدوم محمد شاه. جناب مخدوم محمد شاه در شهر تَتّا مدرسه (دینی) و کتاب خانه بزرگی را تاسیس نمود. معاصرین و شاگردانی که از این مدرسه (دینی) دانش آموخته می شدند، در سندِ سفلی (شهرستان لار) و هندوستانیِ کنونی مدرسه (دینی) و کتاب خانه دایر نمودند.

پس از عباسی کَلهورا، امیرانِ سلسله تالپور (1784-1843) به علما، ادبا و شعرا به دیده احترام می نگریستند. مدارس (دینی) را وقف علما نموده بودند. در سال 1851 دانشمند و ادیب معروف انگلیسی – ریچارد برتون- به سِند آمده بود. او نوشته است که در دوره تالپوران 6 مدرسه (دینی) در سطح کالج وجود داشته است در شهرهایِ: سیوهَن؛ کوهرا؛ مَتیاری؛ تَرپَت؛ وَلهار؛ چوتیاری. در آن زمان، کتاب خانه جزو لازم مدارس (دینی) بود. مدرسه که از بین می رفت، خود به خود کتاب خانه هم نابود می شد. انگلیسی ها با تصرف سِند در سالِ 1843، قانون وقفِ مدارس (دینی) را بستند. زبانِ فارسی – که زبان رسمی بود- از بین بردند. کتاب هایی که برجای ماند، وارثان در قفسه  قفل زده گذاشتند تا موریانه آنها را خورد و قطراتِ چکیده از سقف، آنها را نابود کرد. برخی از وارثان هم کتاب ها را به ثمن بخس فروختند.

در 50 سال نویسنده این مقاله [نبی بخش خان بلوچ] طی صحرانوردی اش کتاب خانه های بسیاری را بازدید کرده است که از قرن دوازدهم هجری باقی مانده است. در این جستجوهایم فقط اینقدر فرصت داشتم که نام کتاب ها و کاتب ها را بنویسم. گرچه بیشتر کتاب هایی که باقی مانده اند، کتاب هایِ درسی مدارس (دینی) هستند، باز هم آثار علمی شان مشخص هستند.

 

کتاب خانه درسگاه وِلهار

برخی از علمایِ قبیله سَمّا به دلیلِ حمله شاه بیگ اَرغون (سال 927 هجری) شهر تَتّا را ترک کردند و در وِلهار (از توابع تَندو اله یار) مکتب تاسیس نمودند. در قرن دوازهم میلادی با کوشش هایِ مخدوم محمد صابر، این مکتب به مدرسه (دینی) تبدیل شد. وی با شاه عبداللطیف ملاقات کرده بود. استاد محمد معروف وقتی درگذشت، شاگردان با لیاقتِ این مدرسه، آن را میرپور خاص (روستایِ کَنبرا) منتقل کردند و نامِ مدرسه را همان «وِلهار» گذاشتند. با توجه حاکمِ میرپور خاص – میر تارا خان- وقف تاسیس شد و در دوره تالپوران این مدرسه(دینی) بزرگی بود. ریچارد برتون از این مدرسه (دینی) به عنوان مدرسه مهم نام برده است.

از دوره مکتب تا زمانی که به درجه مدرسه (دینی) ارتقا پیدا کرد، استادان به تعداد کتاب هایِ مدرسه (دینی) افزودند. در آخر، میان عبدالله و دو فرزندِ عالَمش- میان محمد و میان احمد- سرپرستی کتاب خانه را برعهده گرفتند. میان محمد برای کتاب خانه در خانه اش اتاق جداگانه ای ساخت و آن را کتاب خانه کرد. از داخلِ خانه پله ها به کتاب خانه می رسید. در سقف هم دریچه ای برای بالا رفتن. در سالِ 1930 میان محمد به مدینه شریف رفت و این اتاق تا 1950 قفل زده شد و کتاب ها را موریانه ها خوردند. آنهایی هم که باقی ماند، افراد مختلف و حاکمان جاهلان به غارت بردند. نویسنده این مقاله [نبی بخش خان بلوچ] در یکم اکتوبر 1978 از اسلام آباد به آنجا رفت و با اجازه مرحوم میان عبدالخالق، آنچه باقی مانده بود را جمع کرد و آورد. روی ورق های مختلف نام کتاب هایی نوشته شده بودند، این نام ها را جداگانه یادداشت کردم. بخشی از این یادداشت این است (عنوان کتاب ها): (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از 236 کتاب آمده است)

 

کتاب خانه درسگاهِ چوتیاری

قصبه چوتیاری در شهرستان سانگر قرار دارد. در قرن دوازدهم هجری، میان محمد مُبین (درگذشت: 5 محرم 1196هجری) در اینجا مکتبی تاسیس نمود که بعدها در دوره تالپورها درسگاه مهمی شد. میان مُبی از عالمان برجسته و همعصر مخدوم محمد هاشم بود. هر دو باهم نامه نگاری می کردند. در نامه ای مخدوم محمد هاشم ایشان را «مولانا الشیخ الجلیل و البحر المثیل صاحب الفضل الجزیل و الشرف اللاصیل و المسجد الاثیل اعنی مولانا الشیخ محمد مبین نورالله تعالی قبله بنورالیقین» خطاب کرده است. نسخه خطی «دلائل الخیرات» به خطِ مولانا محمد مُبین را دیدم. در این درسگاه استادان فاضلی تدریس کرده اند و شاگردان زبده ای دستاربند شده اند. مولانا مُبین کتاب خانه دایر نمود. از شهر تَتّا کتاب ها را می گفت که نقل کنند. سپس استادان چون: عبدالرحمان، قاضی محمد مسعود، میان عبدالحکیم، میان محمد اکمل، میان رب دَنا و به ویژه میان عبدالرسول به تعداد کتاب ها افزودند. در این اواخر، میان حاجی محمد و فرزندش- میان عبدالحکیم- اداره این کتاب خانه را برعهده گرفتند. به طور ناقص این کتاب های کتابخانه را دیدم: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه میان عبدالرسول کتابی چوتیاری

میان عبدالرسول (اول) بن میان عبدالولی، از عالمانِ دستاربندِ درسگاه چوتیاری و از شاگردانِ برجسته حافظ قاضی محمد بود. وی به غنایِ کتاب خانه چوتیاری افزود. برای خودش کتاب خانه کوچکی درست کرد. (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه میرخدا بخش خان تالپور

میرخدا بخش خان (اول) از اولادِ میر شهداد خان از قبیله شهدادنیِ تالپوران است. این خاندان در سوبو دیرو از توابع شهر خیرپور زندگی می کردند. میرخدابخش خان از شاعران و ادیبان فارسی بود که ضیا تخلص می کرد. در نیمه دوم قرنِ نوزدهم میلادی درگذشت. وی کتاب خانه ای تاسیس کرد. باقیات صالحات آن را نویسنده این مقاله [نبی بخش خان بلوچ] در 5 ماه می 1955 در سوبو دیرو نزدِ میر غلام علی خان (بن میر خیر محمد بن خدابخش بن جام نده بن میر خدابخش خان ضیا) دیدم. خود میر غلام علی خان پیرشده بود. پس از درگذشتِ او چه بلایی بر سر کتاب ها آمد، خبری نیست. (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از  کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه قاضیان کاررا

روستایِ کاررا در شهرستان لارکانه از توابع شهداکوت است. قاضی محمد ابراهیم (اول) کتاب خانه را بنیان نهاد. وی از عالمان دروره تالپوران بود. باقیات صالحات این کتاب خانه را نویسنده این مقاله [نبی بخش خان بلوچ] در مجموعه قاضی محمد ابراهیم (دوم) در تاریخ 22 ماه آوریل 1971 دیدم. خود قاضی محمد ابراهیم در 1314 هجری به دنیا آمده بود و الان پیر شده بود. (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه مولانا محمد ابراهیم گَری یاسین

قصبه گَری یاسین از توابع شکار پور است. وقتی نویسنده این مقاله [نبی بخش خان بلوچ] در سال 1944 به آن کتاب خانه رفت، مولانا محمد ابراهیم زنده بود. من در آن موقع رویِ موضوع ام «سند تحت سیطرة العرب» (رساله دکتری دانشگاه اسلامی عَلیگَر) کار می کردم. [این رساله دکتری نیمه کاره رها شد] این کتاب ها را دیدم: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه قادر شاه نصرپوری

در تاریخ 10 می 1964 سعادتِ دیدن باقیات این کتاب خانه را یافتم. قادر شاه بن سید دَنَل شاه، حکیم بود و کتاب ها و نسخه هایِ خطّی زیادی درباره طب به فارسی و عربی در آنجا بود: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه حکیم سید غلام رسول شاه رضوی نصرپوری

نصر پور از توابع حیدرآباد سِند (پاکستان) است. در سالِ 1964 به آنجا رفتم. این نسخه های خطّی در آنجا بود: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه منصوره، قصبه دیپَر از توابع هالا

در تاریخ 4 آوریل 1970 این نسخه هایِ خطّی را در «مکتبه منصوره» دیدم: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه مولوی هدایت الله هالایی (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از 3 کتاب آمده است)

 

کتاب خانه میر علی نوازی علوی شکارپوری (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از یک کتاب آمده است)

 

کتاب خانه پیر عباس علی شاه جیلانی

روستای دَنگ از سَکَرنَد از شهرستان نواب شاه در جیلانی سادات قرار دارد. نویسنده این مقاله [نبی بخش خان بلوچ] در سالِ 1955 به آنجا رفت و در منزل پیر عباس علی شاه این کتاب ها را دید: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب ها آمده است)

 

کتاب خانه های ریگستان تَر

الف: کتاب خانه حافظ خالد راجَر

این یکی از کتاب خانه ریگستان تَر است که یکی از شاگردانِ درسگاهِ چوتیاری به نام خالد بن کامل دهرجا راجَر اصل در روستایِ زادگاهش – پسایا ( از توابع سوراه از شهرستان خیرپور) در سالِ 1200 در دوره میر سهراب خان تالپور بنیان نهاد. خالد بن کامل از شاگردانِ استاد عبدالرحمان (از درسگاهِ چوتیاری) و مریدِ حضرت محمد راشد روضی دَنی (جدِ امجدِ پیران پاگارا) بود. (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از  یک فرمان و چند کتاب  آمده است)

ب: کتاب خانه مخدوم حافظ حامد

حافظ حامد راجَر از قبیله دَهرجا بود. در ریگستان تَر در روستایِ زادگاهِ خود – تَرونجروئی- مکتب و کتاب خانه تاسیس نمود. حافظ حامد، حافظ قرآن و کاتب بود. قرآنی به خطِ خودِ او موجود اتست. رویِ قرطاسی این عبارت و نامِ برخی از کتاب هایِ حافظ حامد نوشته شده بود: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از  کتاب ها آمده است)

ج: کتاب خانه مخدوم میان تاج محمد راجَر

میان تاج محمد و حافظ داود آن را تاسیس کردند. هر دو از خاندان ویسجا از قبیله راجَر بودند. مدرسه (دینی) در وادیساون از توابع کَپرو بود. در قرطاسی این عبارت آمده است. این 14 کتاب از کتاب خانه مخدوم تاج محمد و حافظ داود به طوری عاریتی به حافظ حامد رسیده بود: (به اصل مقاله نگاه کنید که مشخصاتِ کوتاهی از کتاب آمده است)

 

متن اصلی مقاله را از اینجا دانلود کنید: Sindh_Library.pdf

 

خلاصه و ترجمه از مقاله به زبانِ اردو با عنوانِ: «سندھ کے اُجڑے ہوئے کتب خانے»، مقاله نویس: نبی بخش خان بلوچ، فصلنامه «ادبیات»، شماره 114-115، اکتبر 2017 تا مارس 2018، آکادمی ادبیات پاکستان، اسلام آباد، پاکستان.

 

خلاصه و ترجمه: لیلا عبدی خجسته

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

55 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
71
1521
10565
20628
16448056