کد مطلب : 4983
25 ارديبهشت 1396 - 11:08
تعداد بازدید : 604 بار
اخبار » یادداشت

به مناسبتِ برگزاري سي‌امين دوره‌ي نمايشگاه بين المللي کتاب در تهران، در روز سه شنبه، 19 ارديبهشت 96، مراسمي در غرفه‌ي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، برگزار گرديد و طي آن چند تن از گراميان به ايرادِ سخنراني درباره‌ي وضعيتِ نسخ خطي در خارج از کشور (هند، پاکستان و روسيه)، پرداختند  و در ادامه با حضورِ جمعي از فرهيختگان و شخصيت‌هاي علمي، از چند اثرِ در حوزه‌ي نسخ خطي، از جمله دو کتابِ نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه و فهرستِ توصيفي نسخه‌هاي خطي فارسي انستيتو دستنويس‌هاي شرقي فرهنگستان علوم روسيه، تأليفِ حسين متقي، رونمايي گرديد.

مشروح سخنرانيِ مدير وبسايتِ خبري نسخ خطي (بساتين)، با عنوانِ «بررسي وضعيت نسخ خطي در خارج از کشور (با تأکيد بر نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه)» چنين است:

 

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين،

با سلام و احترام و آرزوي توفيق محضر گراميان، از عزيزانم در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، سپاسگزارم که لطف فرموده و اين جلسه و نشست را فراهم نمودند. موضوع بحث بررسي وضعيت نسخ خطي در خارج از کشور (با تأکيد بر نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه) است، ضمن پوزش از عزيزان، با اجازه، از محضرِ اساتيد و گراميان حاضر در اين جمع، دقايقي مصدّع اوقاتِ شريف و گرانبهاي عزيزان مي‌شويم.

الف. کلياتي درباره‌ي وضعيتِ نسخ خطي اسلامي در جهان امروز

اگر از تاريخ و تمدن و فرهنگِ ديرپاي بشريِ و مظاهر متنوّع و متکثر آن بر پهنه‌ي گيتي عبور کنيم، تنها در چهارده قرن دوره‌ي تمدّن با شکوه اسلامي، ما شاهدِ توليدات متنوّعِ فرهنگي و تمدني از سوي نياکان فرهيخته‌‌ا‌‌ي هستيم که با سلايقِ مختلف ديني و مذهبي در بسترِ اسلامي ‌زيسته‌اند، از بناهاي تاريخي و آثار باستاني تمدني گرفته تا مواريثِ مکتوبِ فرهنگي، همچون نسخ خطي و کتيبه‌ها و مانند آنها و متأسفانه شاهديم، بخشي از اين آثار کهن، به سببِ بلاياي طبيعي يا بشري، در اثر گذشتِ زمان، نابود شده‌اند و اي بسا تنها ياد و نامي از آنها، در برخي مصادر تاريخي، برجاي مانده يا حتي از آنها نيز محروم شده‌ايم!

امروزه خوشحاليم در دانشگاه‌ها و مراکز علمي، مطالعه‌ي علمي هر يک از اين‌ مواريث تمدني يا فرهنگي و داده‌هاي مرتبط با آنها، خود، به تنهايي، موضوعِ صدها، بلکه هزاران پژوهش در عرصه‌هاي متنوّع علمي، همچون معماري، باستان‌شناسی و نسخه‌شناسي (کوديکولوژي) است و عزيزان، کم و بيش، با اين عرصه‌ها، آشنا هستند.

عزيزان به خوبي مستحضرند، از ميان اين مواريثِ متنوّعِ تمدّني و فرهنگي، ميراثِ مکتوبِ اسلامي، به خصوص، نسخه‌هاي خطي، از جايگاه ويژه‌اي برخوردار هستند. نسخ خطي، از آنجا اهميت ويژه پيدا مي‌کنند، که در سطر سطرِ برگ‌هاي زرين خود، ميراثِ علمي نياکان فرهيخته‌ي يک ملّت را در موضوعاتِ مختلفِ علمي، به نمايش گذاشته و به سانِ امانت‌داراني خدوم، به نسل‌هاي بعدي انتقال مي‌دهند و به دگر تعبير، هويتِ فرهنگي، علمي و تاريخي يک ملّت را بايستي در ميان حافظه‌ي تاريخي مضبوط در ميان برگ‌هاي اين مواريثِ کهن، جستجو کرد. بدون ترديد، نسخه‌هاي خطي به عنوان پلِ فرهنگي ـ تاريخي، مي‌توانند، بهترين نقش را در آگاهي بخشي به جامعه‌ي‌ علمي نسلِ حاضر، ايفا کنند و مطالعه‌ي علمي منشوري در برگ برگِ اين متون کهن، تحقيقاً اين آگاهي را مقدور و آشنايي را ميسور خواهد ساخت.

بر کسي پوشيده نيست که در چهارده قرن، تمدنِ با شکوه اسلامی، ميليون‌ها اثرِ ديني، ادبي، هنري، تاريخي، فلسفي و علمي، توليد شده است و براي نمونه مطالعه‌ي دقيقِ سرنوشتِ غم انگيزِ گنجينه‌هايي نظير دارالکتب فيروزآباد، کتابخانه‌‌ي ري، کتابخانه‌‌ي ربع رشيدي و کتابخانه‌‌ي رصدخانه مراغه، مي‌توانند، تا حدودي، اذهان ما را، با حجم مواريث کهن نابود شده، آگاه سازند.

بر پايه‌ي آمارهاي نسبتاً معتبر که حدود سال‌هاي 1991-2000م از سوي مؤسسه‌ي الفرقان در لندن، منتشر شده است، در جاي جاي اين کره‌ي خاکي، پنج میلیون نسخه‌ي ‌خطی اسلامی (= کتابت شده با خط و الفباي عربي، با هر زبان و موضوع که باشد، البته، زبان‌هايي نظير عبري، قبطي، سرياني و ...از موضوع بحث ما در اين جلسه خارج است) موجود است که از آن ميان، به طور ميانگين حدودِ 60% اين مواريثِ کهن، به زبان عربي، 20% به فارسي، 5% به ترکي و 15% نيز به زبان‌هاي ديگر، نظيرِ اردو، پشتو، ماليزي، بوسنيايي (= ياميادو)، کاستيلي (= خاميادو)، رومي (= اعجمي) و مانند آنها مي‌باشد.

در زمينه‌ي وضعيتِ معرّفي علمي اين آثار کهن، بايد گفت، حدودِ نيمي از اين مواريث، به اجمال، مورد شناسايي اوليه قرار گرفته و طي دويست سالِ گذشته، براي حدودِ دو ميليون نسخه، فهرست‌هايي با فرمت‌هاي تحليلي، توصيفي يا نامگوي، به شکلِ کاغذي، همانندِ کتاب، مقاله، رساله و پايان‌نامه دانشگاهي، يا به صورتِ الکترونيکي، مانند بانک‌‌هاي داده‌ي برخطي (آنلاين) يا برنامه‌هاي نرم افزاري و ديجيتالي، به زبان‌هاي مختلف، در معرفي اين مواريث کهن، نگارش يافته است و البته بخش قابل توجّهي از آنها (حدود 70%)، در حدودِ دوازده تا پانزده هزار فهرست، با فرمت‌هاي متنوّع، به چاپ رسيده است، که محصول تلاشِ علمي طاقت فرسايِ بيش از هفت هزار شخصيتِ علمي، با مراتبِ علمي مختلف، در سراسر گيتي است.

به لحاظ تعدادِ نسخ و مکان‌هاي نگهداري آن، ترکيه، به عنوان ميراث‌دارِ امپراتوري ششصد ساله‌ي عثماني، با دارايي حدود يک ميليون عنوان نسخه‌، جايگاه نخستِ ذخائر تراثي جهان را داراست و ايرانِ اسلامي نيز با حدود هفتصد هزار عنوان نسخه، مقام دوم را به خود اختصاص داده است و به همين ترتيب کشورهاي ديگر، هر يک سهمي در حفاظت از اين آثار کهن، دارند که در همان پژوهه‌ي الفرقان با عنوان المخطوطات الاسلامية في العالم، جزئيات آماري کشورها، شهرها و کتابخانه‌ها، به تفصيل گزارش گرديده است.

 

ب. گزارشي از وضعيتِ نسخ خطي اسلامي در روسيه

 بر اساس گزارشي که زنده‌ياد «اولگ آکيموشکين» از نسخه‌هاي خطي اسلامي موجود در کتابخانه‌هاي روسيه در سال 1992میلادی، در همان اثر پيشين، ارائه نموده است، در کتابخانه‌هاي روسيه  (بدون احتساب نسخه‌هاي خطي روسي يا زبان‌هاي ديگر که با الفبايي غير از الفباي عربي کتابت شده‌اند، نظيرِ عبري يا سرياني)، در حدود 60000 نسخه‌ي ‌خطي اسلامي وجود دارد که از اين تعداد، دقيقاً 18733 نسخه‌ي خطي به عربي، 12612 نسخه، به فارسي و تاجيکي، 9540 نسخه، به ترکي (البته با لهجه‌هاي متنوّع آن)، 148 نسخه به کردي، 28 نسخه به پشتو، 14 نسخه به ماليزي و 3 نسخه به اردو و 7057 نسخه نيز با عنوان نسخ خطي اسلامي (بدون تمايز زباني)، مي‌باشد.

امّا بايد گفت، با استناد به شواهد و گزارش‌هاي اخيرِ پراکنده از وجودِ دستنويس‌هاي فراوان در جمهوري‌هاي خودمختار همچون تاتارستان، داغستان، باشقيرستان، اوستياي شمالي، چچنستان و جز اينها، به نظر مي‌رسد که در کتابخانه‌هاي روسيه، دست کم، يکصدهزار نسخه‌ي‌ خطي اسلامي وجود داشته باشد که طبعاً بسياري از آنها، هنوز شناسايي و معرّفي نشده‌اند.

عزيزان توجه کنند، عمده تمرکزِ نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه، به لحاظ «کيفي»، به ترتيب، در شهرهاي سنت پترزبورگ، مسکو، تاتارستان (در قازان)، داغستان (در مُخاچ قلعه)، باشقيرستان (در اوفا) و چچنستان (در گروزني) مي‌باشد.

در معرفي اين مواريث هم بايد اشاره کرد، از اوايل قرن 19میلادی، تاکنون بيش از 100 جلد فهرست در قالبِ کتاب، مقاله يا پايان‌نامه، به زبان‌هاي روسي، آلماني، فرانسوي، ترکي، فارسي، عربي و ديگر زبان‌ها، نگاشته شده که بسياري از آنها هم در اين سال‌ها، چاپ و منتشر شده است.

 ليکن به لحاظ «کمّي»، بررسي‌هاي اوليه، حاکي از آن است که جمهوري‌هاي داغستان و تاتارستان، مقام نخست را در تعدادِ نسخ خطي اسلامي در روسيه، دارا باشند، امّا از آنجا که اين دستنويس‌ها هنوز فهرست نشده‌اند، طبعاً آمارهاي دقيقي نيز نمي‌توان ارائه نمود، امّا، با اين احوال، همچنانکه اشاره گرديد، منابع تراثي موجود در شهر علم و دانايي، سنت پترزبورگ، به لحاظ «کيفي»، همچنان پيشتاز است!

بر پايه منابع مطالعاتي موجود در روسيه، از حدود يکصد هزار مجلد نسخه خطي اسلاميِ موجود در جاي جايِ روسيه، بيش از 90% آنها به زبان‌هاي عربي، فارسي و ترکي (با لهجه‌هاي گوناگون)، نگارش يافته‌اند، امّا از اين تعداد، به نظر مي‌رسد، بيش از 30% اين مواريث کهن به صورتِ «توصيفي»، معرّفي نشده باشند و شايد به جرأت هم بتوان گفت، بيش از 70% درصد اين آثار کهن، فاقدِ شناسه‌ي ‌توصيفي هستند.

نسخه‌هاي خطي اسلامي، در روسيه، به لحاظ کيفي و علمي، بدون ترديد، از ارزش بالا و فوق العاده‌اي برخوردارند، براي نمونه چند مصحفِ بسيار کهن به خطّ کوفي، کتابت شده در قرون 1-2 هجري، امروزه در انستيتو دستنويس‌هاي شرقي، کتابخانه‌ي دانشگاه سن پترزبورگ يا موزه‌ي ارميتاژ، نگهداري مي‌گردند که منابعي بسيار غني براي مطالعاتِ قرآني هستند. يا براي نمونه‌اي ديگر، قديمي‌ترين نسخه‌ي خطي شيعي در روسيه، با نام الذخيره في علم الکلام، اثر کم نظيرِ سيّد مرتضي علم الهدي (د. 436ق) امروزه، زينت بخشِ کتابخانه‌ي ملي روسيه در سنت پترزبورگ است که دقيقاً سي و شش سال پس از درگذشتِ مؤلفِ آن، يعني سال 472ق، کتابت گرديده است.

درباره‌ي نسخه‌هاي خطي کهن فارسي نيز بايد گفت، نسخه‌ي کم نظيرِ تفسير البصائر يميني، مربوط به قرن ششم هجري، از نفيس‌ترين و کهن‌ترين نسخ فارسي در روسيه است و اين نسخه در کتابخانه‌ي انستيتو دستنويس‌هاي شرقي فرهنگستان علوم روسيه در سنت پترزبورگ نگهداري مي‌گردد.

از آنجا که پيش‌تر اشاره گرديد که بيش از 70% از نسخ خطي اسلامي موجود در روسيه، هنوز فهرست نشده‌اند، به تبع آن، با همين نسبتِ 70%، نسخه‌هاي خطي فارسي نيز در روسيه، فهرست نشده‌اند، روي اين اساس، خيلي نمي‌توان روي موضوعاتِ نسخ خطي فارسيِ فهرست نشده، با دقت و شفافيت، نظر داد؛ امّا با توجّه به موضوعاتِ همين تعداد نسخ فارسي که در اين سال‌ها، به اجمال و تفصيل، معرفي شده است، مي‌توان گفت، نسخه‌هاي خطي فارسي در روسيه، کلکسيوني نفيس و متنوع، از آثار ديني، ادبي، تاريخي، هنري، فلسفي، علمي نظيرِ رياضي، نجومي، پزشکي، علوم طبيعي هستند و براي نمونه، گنجينه‌هاي موزه‌ي ارميتاژ و انستيتو دستنويس‌هاي شرقي آکادمي علوم روسيه و نيز کتابخانه‌ي ملّي روسيه در سن پیترزبورگ، مشحون از نسخه‌هاي خطي هنري و مُذهّب با نگاره‌ها و مينياتورهاي بسيار زيبا، عمدتاً، کار نقاشانِ برجسته‌ي ايران زمين، متعلّق به مکتب‌هاي هنري شيراز، هرات، تبريز، قزوين و اصفهان هستند. حتي نسخه‌ي کهن و نفيسِ تفسير البصائر که فوقاً اشاره شد، تذهيب و نگارگري آن به نظر مي‌رسد، به مکتبِ بغداد در قرن ششم هجري تعلّق داشته باشد که از جمله مکتب‌هاي هنريِ پيشا مغولي ايران است، که اگر با دقت و سرعت، معرّفي شوند، طبعاً هر يک از اينها مي‌توانند، موضوع دهها، بلکه صدها پژوهشِ نوينِ دانشگاهي، باشند.

البته مي‌دانيم، روسيه امروز با توجّه به اينکه، ميراث‌دار دو دولتِ بزرگ تزاري و دولتِ سوسياليستي اتحادِ جماهير شوروي است، با اینکه نسخ و اسناد فراوني هم در ارتباط با تاريخ و فرهنگِ ايران در مراکز آرشيوي و کتابخانه ­هاي روسيه وجود دارد، امّا به جهتِ ملاحظات سياسي دولتين ايران و شوروي، در يکصد سال اخير، پژوهشگران، چندان نتوانسته‌اند از فضاها، فرصت‌ها، زمينه ­ها و منابع مطالعاتي يکديگر استفاده نمايند. هر چند امروز قضيه اندي متفاوت شده است و شايد بشود گفت، روسيه، دیگر شوروي سابق نيست! امّا اغلبِ ايرانياني که به روسيه سفر کرده‌اند، اين ديدگاه را، چندان نمي‌پذيرند! چرا که براي نمونه بارها اتفاق افتاده زمانی‌که يک ايراني، براي پژوهش روي نسخه‌اي به روسيه سفر مي‌کند يا تقاضاي تصوير نسخه‌اي از کتابخانه‌اي دارد؛ آنچه که از گفتمان حاکم بر نوعِ مراکز آرشيوي و کتابخانه‌اي روسيه، مشاهده مي‌نمايد، دقيقاً همان گفتمان و ادبياتِ نسبتاً بسته‌ي شوروي سابق است و نيز عليرغم اينکه، تغييراتِ بسيار محسوس و گسترده‌اي در جهان امروز، همچون ديجيتال سازي و ايجاد کتابخانه‌هاي ديجيتال در بسترِ وب، در زمينه‌ي دسترسي آزاد و روانِ محققان به متون کهن، صورت گرفته است، امّا، تاکنون، در ساختارِ کتابخانه‌ها و مراکز آرشيوي اين کشور، تقريباً هيچ حرکت و تغيير ملموسي، از اين حيث، مشاهده نشده است؛ مضافاً بر اينها، حتي دسترسي به داده‌هاي آثار چاپي، نيز، به جهت عدم تجهيز مراکز کتابخانه‌اي، به سيستم‌هاي پيشرفته‌ي رايانه‌اي و اينترنتي، در فقيرترين حالتِ خود قرار دارد. براي نمونه برای دستیابی به فهرستِ منابع کتابخانه‌اي، در زمينه‌ي کتب چاپي، باید از روش پنجاه سال پيش، يعني جستجو در فيش کارت‌هاي عناوينِ آثار و مؤلفان يا موضوعات آنها بهره جست و اصولاً بايد توجّه داشت که به دلايل متعددي که اينجا مقتضي طرحِ بحث آنها نيست، در روسیه پروسه‌ي اين امور با کندي عجيبي، صورت مي‌گيرد.

 به هر تقدير، عليرغم سختي کار پژوهشي در روسيه، به نظر مي‌رسد با تلاش بيش‌تري، بايستي طرفِ ايراني، براي معرفي منابع تاريخي کهن خود، گام‌هايي جدّي‌تري بردارد و به جهت اهميتِ راهبردي موضوع نسخ خطي در پژوهش‌هاي مادر، بر نهادهايي مانندِ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، فرض است که با تعريفِ نهادها و ساختارهايي نويني در سازمان، عنايتِ ويژه‌اي به اين مواريث کهني اسلامي ـ ايراني موجود در فراسوي مرزها، داشته باشند. البته نبايد از حق گذشت که در سال‌هاي اخير، با عنايتِ ويژه‌ي رياست محترم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، جناب آقاي دکتر ابراهيمي ترکمان، تلاش‌هاي درخور تقديرِ معاونتِ محترم پژوهشي سازمان، جناب آقاي دکتر سليماني، و نيز پيگيري‌هاي مجدّانه‌ي سرکار خانم نوري، رياست محترم کتابخانه‌ي مرکزي سازمان و همکارانشان، گام‌هاي خوبي برداشته شده است و از آنجا که بيش از دو دهه است، از نزديک، حوزه‌ي تراثي را، رصد مي‌کنيم، الحمدلله، چند سالي است شاهدِ انتشار فهرست‌هاي خوبي، در معرّفي دستنويس‌هاي فارسيِ موجود در خارج از کشور، هستيم، شکرالله مساعيهم.

 در اينجا خالي از لطف نيست، جهتِ اطلاع گراميان، به يک نمونه از اقداماتِ علمي ارزشمندِ سازمان در حوزه‌ي معرّفي منابع فارسي در روسيه، اشاره نماييم. در دوره‌ي مسؤوليتِ فرهنگيِ جناب آقاي دکتر ابراهيمي در روسيه، مجموعه‌اي از فهرست‌هاي نسخ خطي فارسي موجود در انستيتو دستنويس‌هاي شرقي آکادمي علوم روسيه که از سوي خود دانشمندان روس طي پنجاه سال، به زبان روسي، در ده جلد، نگارش يافته بود، شامل معرفي 1000 عنوان نسخه خطي فارسي و براي نخستين بار، به اهتمام ايشان و تلاش‌هاي آقاي دکتر حيدرنيا و جمعي ديگر از مترجمان ايراني، اين فهرست‌ها به فارسي برگردانده شد و بنده نيز توفيق داشتم، در سال 2011/1391 در معيتِ استاد صدرايي خوئي، براي مدتي به شهر سن پیترزبورگ سفر کنيم و از نزديک نسخ خطي فارسي را مورد مطالعه و بررسي قرار دهيم و در اين مدت الحمدلله آنچه از اصلاحات و کنترل داده‌ها لازم بود، بر پايه خود نسخ خطي، با حضور در انستيتوي مذکور، به انجام رسانديم.  به لطف ِالهي تقریباً پس از يک‌سال، متن فارسي اين فهرست‌ها، در يک جلد قطع رحلي، در ايران، منتشر گرديد. حدود دو سال بعد، در سال 2014/1393، در سفر دوم به روسيه، به مددِ حضرت حق، حدودِ 516 عنوان نسخه‌ي خطي فارسي ديگر نيز، از همين مجموعه ـ که حاوي نفائس متعددي بود ـ در شرايطي نسبتاً سخت، فهرست نموده و عليرغم برخي محدوديت‌ها، به لطف الهي کارِ نگارش اين اثر را، سامان دهيم و پس از اندي کار پژوهشي روي داده‌ها، توانستيم آن را براي نشر، آماده سازيم و الحمدلله با پيگيريهاي سازمانِ فرهنگ، سال گذشته، از سوي کتابخانه‌ي ملّي جمهوري اسلامي ايران، به چاپ رسيد. 

پايان سخن اينکه، بدون ترديد، متون کهن فارسي، سرچشمه‌هاي ناب و دست اولِ پژوهش‌هاي علمي و تاريخي با محوريت فرهنگ و تمدن ايران به شمار مي‌روند و به نوعي هويت فرهنگي و تاريخي اين کشور محسوب مي‌گردند که امروزه به سان کهنه مهماناني مظلوم، مقيم قفسه‌‌هاي گنجينه‌هاي روسيه‌اند! اولويتِ اول (با قيد فوريت) در نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه، معرّفي توصيفي و فهرست نگاري مجموعه‌هاي فهرست نشده در روسيه است و تا وقتی که از عناوين، محتوا و مواد آن آثار کهن آگاهي دقيقي به دست نياوريم، طبعاً پي به ارزش معنوي آنها نخواهيم برد؛ حتي خود روس‌ها ضمن اينکه هيچ شناختي از ارزش و جايگاه آنها نخواهند داشت، همچنين پي نخواهند برد، چه منابعي از ميراثِ تمدني و فرهنگي ايران، در اختيار آنان است و مطمئناً اين شناسايي آثار کهن، براي خود روس‌ها نیز از اهميتِ به سزايي برخوردار است، چرا که سطر سطرِ اين نسخ مي‌توانند، زمينه‌ي مطالعاتِ تاريخي براي غني سازي چرخه‌ي علمي خودِ آنان در دانشگاه‌هاي روسيه، به ویژه براي شناختِ ايرانِ فرهنگي و فرهنگِ ايراني، فراهم سازند.

 به جهتِ ضيق وقت، ديگر وارد بحثِ هزاران اسناد تاريخي ايراني موجود در مراکز آرشيوي روسيه نمي‌شويم که خود، مقال و مجال ديگري مي‌طلبد؛ همينقدر به عرض برسانيم که بدون ترديد، اين اسنادِ کهن، هر يک مي‌توانند بسياري از خلأهاي پژوهشي و حلقه‌هاي مفقوده را در نقطه نقطه تاريخ شکوهمندِ ايران زمين، تکميل و روشن نمايند. اميد است که به لطف الهي، زمينه‌اي منطقي، براي معرّفي علمي اين منابع تاريخي ارزشمند، از سوي اولياي فرهنگي دو دولت و ملّتِ دوستِ ايران و روسيه، فراهم آيد و همانطور که پيش‌تر نيز، اشاره شد، هر سندِ تاريخي، قطعه‌اي از يک پازلي علمي است که اگر نگاه ما به اين مواريث کهن، از جنس و نوع «نگاه منشوري به متون» بوده باشد، بدون ترديد، اينها مي‌توانند زمينه سازِ توليدات علمي فراوان و نويني، در مراکز علمي ايران، و حتّي در دانشگاه‌هاي روسيه باشند.

با سپاس فراوان از حوصله‌ي عزيزان، والسلام عليکم ورحمة الله

 

 

+3 شهربانو فرخی نژاد 1396-02-25 13:16
بسم الله الرحمن الرحیم
ن والقلم ومایسطرون
باعرض سلام و خداقوت خدمت جناب آقای دکتر متقی وتبریک به مناسبت رونمایی کتاب فاخر و سخنرانی مبسوط وارزشمند علمی ایشان که هر خواننده متن با تعمق در می یابد که براستی به ثمرننشست این پژوهش علمی تخصصی جز به تلاش مجدانه ودلسوزانه ی ایشان که در مسیر پژوهش گهرناب متون کهن بوده وحاوی نکات ذی قیمت در راستای شناسندن آنها.
از خداوند متعال مسألت داریم که وجود ایشان را از جمیع بلایا بدور و در سلامتی کامل وحیات طیبه قرار داده تا شاهد درخشش قلم سبزشان در عرصه های علمی تراث که هماره روشنگر متون کهن فارسی بوده باشیم تا زمینه های شکوفایی خلأهای پژوهش علمی دانشگاهی وحوزوی قرار گیرد
باسپاس شهربانو فرخی نژاد

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

239 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
4279
13829
68043
211453
10668547